خبريّهء ديگر مشخص فرموده است .
بسيارى از اين اوامر و نواهى ظهور در وجوب و حرمت داشته ، عقل مىفهمد كه بايد اطاعت مولى كرده از معصيت او بپرهيزد .
در نتيجه : اين كه در پايان دوباره فرموده اطاعت خدا و رسول و صاحبان امر كنيد ، مؤكّد حكم عقل است و صددرصد ارشادى است .
حال : اوامر اطباء و امر به اشهاد عند المعامله ، از همين قبيل است .
2 - اوامرى كه صرفا مولوى هستند ، و هدف اصلى در آنها صرفا انجام مأمور به است و لا غير .
يعنى : اگر مكلّف انجام داد مطيع و مثاب است و الّا عاصى و معاقب خواهد بود .
نكته : بحث ما در همين قسم است و شيخ در اين قسمت قبول ندارد كه بناء عقلاء بر احتياط باشد ، بلكه ملتزم به قبح عقاب مىشود و مىگويد :
- اگر مولى مىخواست كه ما فلان جزء را نيز انجام دهيم . اين خواسته را بيان مىكرد و لو به طريق غير متعارف از قبيل وحى و الهام . . . لكن چنين نكرده است .
- بلكه يا اصلا بيان نكرده و يا اگر بيان كرده به طرق متعارفه از بيان قناعت كرده كه آنهم در اثر ظلم ظالمين و يا موانع ديگر به ما نمىرسيده است .
پس : حجّت بر بندگان تمام نشده است ، و لذا وجهى براى عقاب وجود ندارد .
3 - اوامرى كه :
الف : هم جنبهء مولويّت دارند ، و لذا از جهت مولويّتشان اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب بر آنها مترتب است .
ب : هم جنبهء ارشاديّت دارند ، يعنى بندگان را ارشاد مىكنند به يك مطلب ديگرى كه انجام مأمور به خود وسيلهاى است براى نيل به آن مطلب .
فى المثل : ما امر شدهايم به شستن بدن و لباس خود و لذا على الظاهر شستن بدن و لباس مأمور به است ، و لكن درحقيقت عنوان طهور و تحصيل طهور مأمور به است زيرا : لا صلاة الّا بطهور .
* در چنين موردى اگر ما در قيدى و يا خصوصيتى مثلا اين كه دو بار شستن لازم است يا يكبار كافى است ؟ شستن با آب كثير لازم است يا قليل هم كافى است و . . . شك بكنيم چه ؟
لازمهء اين شك ما اينست كه : شك بكنيم كه آيا بدون كثير بودن و يا بدون بار دوّم و يا اگر دو بار لازم است بدون فشار ميان دو غسله ، عنوان طهور حاصل مىشود يا نه ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٦