تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
يعنى : همان‌طور كه بيمار آن جزء زائد بىخطر را مخلوط معجون مىكند ، همان‌طور هم در ما نحن فيه آن جزء مشكوك را در صلاة يا صوم مركب داخل كرده و به جا مىآورند . پس : به حكم بناء عقلاء در ما نحن فيه يعنى دوران امر ميان اقلّ و اكثر يا شك در جزئيت احتياط كرده و اكثر را بجا مىآوريم . * پاسخ شيخ به اشكال فوق چيست ؟ اينست كه : قياس ما نحن فيه به باب اوامر اطبّا به مريض قياسى مع الفارق است چرا كه اوامر اطبّا ارشادى است و هدف اصلى در اين اوامر اطاعت و عصيان نيست و حال‌آنكه محلّ بحث ما در جائى است كه مولى عبدش را امر كرده به عملى كه هدف اصلى در آن امتثال امر مولى است كه يك امر مولوى است . به عبارت ديگر : امر طبيعت به درست كردن معجون داراى دو جنبه است : يك جنبه ، امر طبيب به درست كردن معجون است . جنبهء ديگر ، امر طبيب به درست كردن معجون به خاطر دفع مرض و معالجهء بيمار است . حال : امر طبيب از آن جهت كه دستور به درست كردن معجون است ، ارشادى است و امر ارشادى نه طاعتى دارد ، نه معصيتى و به عبارت ديگر نه ثوابى دارد و نه عقابى . پس : احتياط لازم ندارد . حال : اگر بيمار در جنبهء ديگر امر طبيب كه دفع و رفع مرض است شك كند به عبارت ديگر : اگر شك كند كه آيا اين معجون بدون فلان جزء محصّل غرض هست يا نه ؟ وظيفه‌اش چيست ؟ مىگوئيم : از اين لحاظ كه شك در محصّل غرض است ، عقلا احتياط لازم است . خلاصه اين كه : اگر در مثال فوق احتياط لازم است از ناحيهء تحصيل غرض است و نه از ناحيه امر طبيب . * قبل از پرداختن به محلّ بحث بفرمائيد امر مولى بر چند قسم است ؟ بر سه قسم است : 1 - اوامرى كه صرفا ارشادى بوده و جنبهء مولويت در آنها وجود ندارد . مثل : اوامر اطاعت در قرآن كه فرموده است ،
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ . . . *
چرا ؟ زيرا : وظايف بندگان يعنى بايدها را در قرآن تحت اوامرى همچون
أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ . . . *
و نبايدها را به واسطهء يك سرى نواهى مثل :
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ
و يا تحت جملات