تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
و جز اين از آيات و معجزات او بسيار است ، و ما بر آن چه مشهور و مستفيض است اقتصار نموديم . و كسى كه در خرق عادت بر دست او به شك باشد و گويد كه آحاد اين وقايع بتواتر نقل نشده است ، بل متواتر قرآن است ، همچون كسى باشد كه در شجاعت على ( رض ) و سخاوت حاتم به شك باشد . و معلوم است كه آحاد آن وقايع متواتر نيست ، و ليكن از مجموع واقعات علم ضرورى حاصل مىآيد . و در تواتر قرآن خود شك نيست ، و آن معجزهء كبرى است كه در ميان خلق باقى مانده است ، و هيچ پيغامبرى را جز او معجزه‌اى باقى نمانده است . چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بلغاى خلق و فصحاى عرب را تحدّى « 85 » فرموده است ، و جزيرهء عرب آن روز مشتمل بود بر هزاران نفر از ايشان كه فصاحت صنعت ايشان بود ، و منافست و مباهات ايشان بدان بودى . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - ندا فرمود ميان ايشان كه مثل قرآن بياوريد ، يا ده سورت از مثل آن ، يا يك سورت از مثل آن ، اگر در تنزيل الهى به شك باشيد . و ايشان را گفت ، قوله تعالى :
لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 86 » ، اى ، هر آينه اگر آدميان و پريان همه جمع آيند بر آن چه مثل اين قرآن بيارند ، نيارند مثل اين ، اگر چه بعضى از ايشان بعضى را يارى كن باشند . و آن براى تعجيز ايشان گفت ، پس همه از آن عاجز شدند و مصروف گشتند ، تا به حدى كه نفسهاى خود را در معرض قتل ، و زنان و فرزندان خود را در خطر برده شدن داشتند و نتوانستند كه قرآن را معارضه كنند و در جزالت و فصاحت آن قدحي نمايند . آن گاه پس از آن در أقطار عالم ، از شرق و غرب ، منتشر شد ، و قرنها بگذشت و عصرها تجدد پذيرفت تا امروز كه نزديك به پانصد سال بر آن بگذشت و هيچ كس آن را معارضه نتوانست كرد . و كسى كه در احوال او ( ص ) بنگرد ، پس در اقوال او ، پس در اخلاق او ، پس در معجزات او ، پس در استمرار شريعت او تا امروز ، پس در انتشار آن در أقطار عالم ، پس در انقياد پادشاهان زمين او را - در عصر او و پس از او ، با آن چه وى ضعيف و يتيم بود - آن گاه پس از آن در صدق او به شك افتد ، در نهايت جهل بود . و كسى كه به دو ( ص ) بگرود و او را تصديق نمايد و در همهء موارد و مصادر او را متابعت كند ، بزرگ توفيق يافته باشد .
هامش
( 85 ) تحدّى ، دعوت كردن به مبارزه ، خصم را پيش خواندن و غلبه جستن بر او . ( 86 ) إسراء 17 - 88 .