بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمدى بى نهايت و مدحى بى غايت آن خداى را كه آدمى را از گل صلصال « 1 » بيافريد ، پس صورت او را در احسن تقويم « 2 » و كمال اعتدال مركب گردانيد ، پس در اول نشو او را به شيرى گواران چون آب زلال پرورش فرمود ، پس به انواع روزيهاى حلال از دواعى ضعف و انحلال صيانت نمود ، پس شهوت او را كه دشمن اوست از اقدام و اقتحام در قيد آورد و بدانچه طلب قوت حلال بر وى فريضه كرد مقهور گردانيد ، و به شكستن آن « 3 » ، لشكر شيطان را ، كه متشمّر « 4 » اضلال است ، به هزيمت رسانيد ، زيرا كه مجراى او در فرزند آدم مجراى خون است ، اما چون قوت حلال مجرى و مجال بر او تنگ كرده است از او مصون است ، چه بدرقهء او « 5 » در مضايق رگها جز شهوت نيست كه به غلبه و استرسال « 6 » راند ، و چون به زمام حلال مزموم « 7 » شود ، خائب و خاسر و بى معين و ناصر ماند .
و درود بر خاتم انبيا محمد مصطفى - عليه الصلاة و السلام - كه گمراهى را راهنماى است ، و بر عترت او كه در راه دين مجاهده افزاى .
اما بعد ، بدان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرموده است : طلب الحلال فريضة على كلّ مسلم . و اين حديث ابن مسعود روايت كرده است . و فهم اين فريضه از ديگر فرايض بر عقلا
هامش
( 1 ) صلصال ، گل خشك .
( 2 ) تقويم ، راست كردن ، تعديل .
( 3 ) به شكستن شهوت .
( 4 ) متشمر ، آماده ، مهيّا .
( 5 ) بدرقهء او ، راهبر و راهنماى شيطان .
( 6 ) در شرح زبيدى : ( الاسترسال ) اى الدّعة [ آسوده خاطر ، خود سرانه ، افسار گسيخته ] ( 6 - 4 ) .
( 7 ) مزموم ، مهار شده .