( 2 ) بسم اللّه الرحمن الرحيم حمد بيكران خداوند جهان را كه بندگان را به اسرار و لطايف خود مغمور « 1 » گردانيد و دلهاى ايشان را به انوار دين و وظايف آن معمور كرد ، خدايى كه استواى بر عرش جلال از خصايص كبريا و عظمت اوست و نزول رحمت به آسمان دنيا از مواهب عطا و عاطفت او . با آن چه متفرد است به جلال و كبريا ، خلق را در سؤال و دعا ترغيب فرموده است . و بدين سنت كرم ، از ملوك مفارقت نموده و ندا در داده كه « هيچ دعا گويى [ هست ] كه به خلعت اجابت وى را مكرم گردانيم و هيچ آمرزش خواهى هست كه تشريف آمرزش در حق وى ارزانى داريم ؟ » و بر مباينت سلاطين حجاب برداشته و أبواب رحمت گشاده و در جماعات و خلوات به مناجات صلوات رخصت داده . چه ضعفاى ملوك ، جز به تقديم هديه و رشوت ، تكريم قربت و خلوت روا ندارند . پس پاكى و بىنيازى مر وى را ، كه عظمت شأن و قوت سلطان « 2 » وى بىغايت است ، و شمول لطف و عموم إحسان وى بىنهايت . و درود بسيار و تحيّات بىشمار بر پيغامبر گزيده و دوست پسنديدهء وى ، محمد ، و بر اهل بيت و ياران او كه مفاتيح كنوز هدايتاند و مصابيح رموز عنايت .
بدان كه نماز ستون دين [ است ] و دست آويز يقين ، و روى رزمهء « 3 » قربتها و واسطهء قلادهء طاعتهاست . و ما در بسيط و وسيط و وجيز كه در فن فقه تصنيف كردهايم اصول و فروع آن را مستوفى و مستقصى بياوردهايم ، تا خزانهاى باشد كه مفتى از آن جا مدد خواهد ، و ركنى بود كه
هامش
( 1 ) مغمور ، اسم مفعول از غمر ، پوشيدن آب چيزى را ، تمام كردن نعمت و به منتهاى درجه نيكى كردن .
( 2 ) سلطان ، قدرت ملك ، فرمانروايى .
( 3 ) رزمه ، بند جامه ، پشتوارهء جامه ، بقچه .