[ 1271 ] 3 . كتاب في خلق الإنسان و تركيب أعضائه [ 6058 ]
در 4 رساله .
[ 1272 ] 4 . كتاب تدبير المشايخ [ 6059 ]
كه تحريرى است از اثر حنين بن اسحاق به همين نام و او در آن نظر جالينوس و روفوس را در اينباره گردآورى كرده است .
[ 1273 ] 5 . مقالة في المرض المعروف بالكاهنى و هو الصرع [ 6060 ]
دربارهى صرع .
[ 1274 ] 6 . كتاب الأغذية [ 6061 ]
بيرونى از آن در كتاب الصيدنة ( گ 103 ر ) ياد مىكند ، احتمالا نقلقولهاى زير مربوط به آنند :
گ 11 پ ، 33 پ ، 35 پ ، 43 ر ، 70 ر ، 71 ر ، 78 ر ، 83 پ ، 87 ر ، 97 پ ، 99 ر ، 101 ر ، 102 ر ، 105 پ ، 106 ر ، 108 ر ، 109 پ ، 112 ر ، 112 پ ، 113 پ ، 128 ر ، 130 پ ؛ قس : مايرهوف ، همان ، ص 175 .
194 / زهراوى / 2197
ابو القاسم خلف بن عباس زهراوى ، در مدينة الزهراء ، در نزديكى قرطبه ، در خانوادهاى از اهل دربار اندلس زاده شد . دربارهى زندگى او تقريبا هيچ نمىدانيم ، تاريخ درگذشت او هم روشن نيست .
بر پايهى سوءتفاهمى كه دو گايانگوس « 1 » موجد آن بود وى را معاصر ابن حزم ( د : 456 ه / 1064 م ) شمردهاند . به احتمال زياد زهراوى به يك نسل پيش از ابن حزم تعلق داشته و ح 400 ه / 1009 م درگذشته است . زهراوى در شمار مشهورترين اطباى عرب است . اما وى نه در ميان معاصرانش در اندلس و نه در سدههاى بعد در ميان عربها ، بلكه تنها پس از آنكه ژرار كرمونايى كتاب او را در ق 12 م به لاتينى ترجمه و منتشر كرد ، در مغرب زمين به عنوان جرّاح شهرت يافت . ابن ابى اصيبعه وى را طبيبى شايسته مىداند كه در داروسازى زبردست و در درمان ماهر است ولى او را جراحى برجسته نمىشمرد . وى در جراحى « سخت به گذشتگان و به خصوص پاولوس متكى است ، اما مقدارى از مشاهدات شخصى و بحثهاى انتقادى او روشن مىسازد كه مؤلف كاملا در جراحى عملى وارد بوده است . » ( نويبورگر ، 2 / 178 ) . فصل سى ام اثر جامع او دربارهى طب عمومى به جراحى اختصاص دارد كه « جراحى چشم را هم در بر مىگيرد » ( هيرشبرگ ، همان ، 2 / 117 ) . هيرشبرگ ( همان ، ص
هامش
( 1 ) . تاريخ سلسلههاى اسلامى در اسپانياThe History of the Mohammedan Dynasties in ) ( Spain، 2 ، لندن ، 1843 م ، 149 . وى به گزارشى از مقرّى ( نفح الطيب ، 2 / 119 ) تكيه دارد كه طبق آن ابن حزم مىگويد : « و قد ادركناه و شاهدناه » ، كه در آن مفعول زهراوى نيست ، بلكه آثار اوست ( نك : عظيم الدين احمد ، فهرست بانكىپور ، 4 / 29 ) .