معنى با عقل و شرع معارض است ؛ زيرا عقل و شرع حكم مىكنند خداوند در هر مكان وجايى وجود دارد و هيچ جايى هرگز از او خالى نمىباشد ، در حالى كه ظاهر اين آيه خدا را جسم مىداند و پرواضح است كه هر جسمى جا و مكان مخصوصى مىخواهد .
نتيجهء اين معنى ظاهرى آن مىشود كه اگر خداوند در آسمان باشد در زمين نخواهد بود و اگر در زمينباشد نيز آسمان از وجود خدا خالى است و اين مطلب از نظر عقل و شرع نادرست است .
عبّاسى ديگر نتوانست در برابر اين پاسخهاى منطقى تاب بياورد و در پاسخ گفتن متحيّر شد و بالاخره گفت : من اين سخن را نمىپذيرم ؛ بايد به معنى ظاهرى آيات قرآن عمل كنيم .
علوى فرمود : پس با آيات متشابه چه مىكنى ؟ از طرفى تو نمىتوانى براى همهء آيات قرآن و معنى ظاهريش را مدّ نظر بگيرى ؛ زيرا در اين صورت لازم مىآيد دوستت شيخ احمد عثمان « 1 » كه در كنار تو نشسته است از اهل جهنّم باشد .
عبّاسى گفت : چرا ؟
علوى فرمود : چون خداى تعالى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . وى از عالمان سنّى و نيز نابينا بوده است .