تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
عبد اللّه بن هلال « 1 » ، و صالح مديبرى ، و عقبه اذرعى ، و ابو خالد خراسانى ، گروهى هستند كه طريقهء خوبى را پيش گرفته‌اند . و كارهائى شايسته ، و رفتار شرافتمندانهء دارند .

ابن ابو رصاصه

ابو عمر و عثمان بن ابو رصاصه ، از كسانى است كه من وى را ديده‌ام ، و در هنر خود برجستگى دارد . روزى بوى گفتم ، من تو را شايسته‌تر از آن دانم كه به اين‌گونه كارها دست بيالائى ، گفت ، سبحان اللّه ، من الآن ، از هشتاد و اندى سال بيشتر عمر كرده‌ام ، و اگر مىدانستم كه اين كار حقيقتى ندارد ، دست از آن برمىداشتم ، ولى من شك و ترديدى در صحت آن ندارم ، بوى گفتم به خدا سوگند رستگار نخواهى شد ، و او تأليفات بسيارى دارد ، و كارهايش خوب است ، و صاحبان اين هنر عقيده ببرترى و برجستگى او دارند .

سخن دربارهء طريقه نكوهيده

طريقه نكوهيده اين كارها را ساحران دارند ، و سخن‌گويانشان چنين پندارند كه بيدخ ، دختر ابليس ، و بقولى ، دختر پسر ابليس . تختى بر روى آب دارد ، و كسى كه خواهان اين كارهاست . هروقت براى او كارى چنانچه خواسته ، بدلخواهش انجام دهد ، به او مىرسد و خواسته‌هاى خود را از وى بدست آرد ، و نيازمنديهايش برآورده شود و از وى حجابى نخواهد داشت ، از اين جمله كسانى هستند كه براى وى حيوانات ناطق و غير ناطق قربانى كنند ، واجبات دينى را كنار گذارند ، و مرتكب كارهائى شوند كه عقل آن را قبيح شمارد . و بقولى اين بيدخ ، خود ابليس است . و ديگرى گويد كه ، بيدخ بر تخت خود نشيند ، و مريدان را بنزد او برند تا در مقابل وى به سجده درآيند . بزرگست خداوندگارى كه نامهايش مقدس است . يكى از همين مردمان به من گفت ، بيدخ ، را بخواب ديدم كه به همان كيفيت بيدارى ، بر تخت خود نشسته ، و در اطرافش گروهى را بسياهى نبطيان ديدم كه از برهنه پائى ، پاشنه‌هايشان شكاف برداشته بود ، و مىگفت ، ابن منذرينى را هم در ميانشان ديده است . و اين مردى كه نام برد ، از بزرگان ساحران ، و هم‌زمان با ما بوده ، نامش احمد بن جعفر
هامش
( 1 ) ش در بالاى اين نام به خط ريز دارد ( الاول اصح فى نسبه ) .