فرود آرند ، براى آنكه در اسماء بارىتعالى خاصيت و اثريست كه موجب نابودى و خوارى آنها مىگردد .
اما ساحران : گمان دارند از راه قربانيها ، و گناهكاريها ، و كارهاى زشتى كه خدا خواستار ترك آنها ، و شياطين عمل كردن به آنها را خواستارند ، مانند ترك نماز ، و روزه ، و اقدام به آدمكشى ، و نكاح محرمات ، و سائر كارهاى شرارتآميز ، شياطين را بنده و فرمانبردار خود كردهاند . و اين كارها در مصر و حول و حوش آن آشكار و كتابهاى آن بسيار ، و در دست همه بوده . و سرزمين مصر ، بابل ساحران بشمار مىرود ، و كسى كه آنجا را ديده به من گفت هنوز مردان و زنان ساحر در آنجا وجود دارند . و تمام دعانويسان و ساحران گمان دارند كه انگشترها ، و دعاها ، و افسونها . و صندلها « 1 » و حربهها ، و بخورها ، و چيزهاى ديگرى دارند كه در علوم خود آنها را به كار برند .
حكايت ديگر گروهى از فلاسفه ، و ستارهپرستان چنين پندارند كه عمل طلسمات را بوسيلهء رصد كواكب انجام مىدهند ، و آن را براى تمام خواستههاى خود از كارهاى شگفتىبخش ، و تهيجات ، و عواطف ، و تسلط بر ديگران به كار مىبرند . و نقشهائى بر سنگها و مهرهها و نگينها دارند ، و اين علم در ميان آن فلاسفه هويدا و آشكار است .
هنديان نيز معتقد بسحر بوده و كارهاى عجيبى از خود نشان دهند ، چينيان راههاى ديگرى را در افسون و سحر مىپيمايند . و هنديان علمى در خصوص توهم دارند ، و كتابها در آن تأليف كردهاند كه پارهء از آنها به عربى ترجمه شده است ، تركان نيز از سحر بهرة دارند ، و كسى كه اعتماد بفضلش دارم به من گفت : تركها براى شكست دادن قشون ، و نابودى دشمنان خود ، و گذشتن از رودها ، و طى مسافتهاى دور ، به مدت بسيار كم ، كارهاى شگفتانگيزى مىنمايند .
در سرزمين مصر و شام طلسماتى فراوان ، و اشخاصش نمايانند منتهى در اثر مرور زمان ، ديگر كسى پيرامون آن كارها نمىكرد .
هامش
( 1 ) صندل - به فارسى ( چندن ) و نام چوب خوشبوئى است ( منتهى الارب ) .