مراد از ( قلت : اصالة الحلّ غير جارية هنا بعد فرض كون المحرّم . . . ) چيست ؟
اولين پاسخ شيخ است به اشكال و استدلال فوق مبنى بر اينكه با فرض وجود علم اجمالى ديگر نوبت به جريان اصالة الحلّ در مشتبهين نمىرسد تا سخن از تعارض پيش آيد و شما حكم به تخيير كنيد .
دليل جناب شيخ بر اين مدّعى چيست ؟
اين است كه :
1 - در موارد علم اجمالى هم خطاب منجّز داريم .
2 - علم اجمالى هم مثل علم تفصيلى مؤثر بوده و بايد امتثال شود .
در امتثال خطاب ، راهى جز احتياط و اجتناب از هر دو طرف شبهه نيست .
پس : جايى براى جريان اصالة الحلّ در اطراف علم اجمالى وجود ندارد تا نوبت به تعارض برسد .
به عبارت ديگر :
وقتى شما اجمالا مىدانى كه يكى از اين دو ظرف خمر است و مشمول اجتنب عن الخمر مىشود هريك را كه مرتكب شوى احتمال عقاب دارد .
دفع عقاب محتمل واجب است .
دفع عقاب محتمل از باب مقدّمهء علميّه اجتناب از هر دو مشتبه است .
بنابراين در اينجا شك در حليّت وجود ندارد تا خطاب كل شىء لك حلال در آن جارى شود .
دومين پاسخ شيخ به اشكال مزبور چيست ؟
اين است كه :
1 - در اينجا پاى علم اجمالى در كار است و لذا قاعدهء اشتغال حاكم بر اصالة الحليّه است يعنى اصالة الحليّه از آن جائى است كه انسان شك بكند كه آيا اين شىء حلال است يا حرام . به عبارت ديگر علم اجمالى شكى نمىگذارد كه يكى از آن دو اناء خمر است و لذا تكليف را بر تو منجّز مىكند .
2 - وقتى تكليف بر تو منجّز باشد هريك را كه مرتكب شوى احتمال عقاب دارد .
3 - دفع عقاب محتمل واجب است .
در دفع عقاب محتمل ، از باب مقدمهء علميّه اجتناب از هر دو طرف لازم است .
بنابراين قاعدهء اشتغال و يا قاعدهء دفع عقاب محتمل ، حكومت دارد بر قاعدهء كل شىء لك حلال .
مرادتان از اينكه حكومت دارد چيست ؟
يعنى نظر تفسيرى دارد و مىگويد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٦