چه كسى انسان را كار كن آفريد ؟ جز كسى كه او را محتاج آفريد .
چه كسى وسايل دفع نياز را براى او آفريد ؟ جز كسى كه ضامن رفع حاجتى شد .
چه كسى فهم و درك را به انسان اختصاص داد ؟ جز كسى كه براى او ثواب و كيفر قرار داد .
چه كسى به انسان چارهانديشى داد ؟ جز كسى كه به او توان چارهانديشى داد .
چه كسى به انسان توان چارهانديشى داد ؟ جز كسى كه حجّت را بر او تمام كرد .
چه كسى امور او را كه توانايى چارهانديشى در آنها را نداشت ، برايش راهحلى پيدا كرد ؟ جز كسى كه توانايى شكرگزارى واقعى او را نداريم ؟
در آنچه گفتم ، خوب فكر كن . آيا كمى اهمال و سستى در اين نظام هماهنگ مىبينى ؟ به درستى كه خداوند از آنچه وصف مىكنند ، برتر است .
پيرامون قلب و ريهء انسان
« اى مفضّل ! حالا قلب را برايت تشريح مىكنم : بدان كه در مقابل روزنههاى ريه ، روزنههايى در قلب نيز هست تا قلب ، حرارت نگيرد . به طورى كه اگر اين روزنهها ناهماهنگ شوند و ترتيب خود را از دست دهند ، نفس به قلب نمىرسد و انسان مىميرد . آيا هيچ انسان عاقلى چنين مىپندارد كه آن به خودى خود به وجود آمده و آيا عقلش ، سخن او را قبول مىكند ؟ »
نر و ماده
« اى مفضّل ! اگر دردى را ببينى كه به آن لولهاىست ، آيا آن را عبث و بىفايده مىدانى ؟ بلكه به اين نتيجه مىرسى ، كسى كه اين در را درست كرده ، در ديگرى را نيز درست كرده ، تا با آن جفت شود و همراه با هم