قلب و محافظ آن
« اى مفضّل ! چه كسى قلب را در ميان سينه قرار داده و با پردهء محكم و سفتى آن را پوشانيده و با دندهها ، گوشت اعصاب كه بر روى آن قرار دارد ، آن را محافظت مىنمايد . »
ناى و مرى
« چه كسى دو مجرا در گلو آفريده ، كه از يكى صدا خارج مىشود كه همان ناى است و به ريه وصل مىشود و از ديگرى غذا به پايين فرستاده مىشود و به معده وصل است كه همان مرى است . همچنين اينكه چه كسى در گلو پوشش قرار داد تا غذا به ريه نرسد ، تا باعث مرگ نشود ؟ »
ريه و مخرج بول و غائط
« چه كسى ريه را وسيلهاى براى خنكى قلب قرار داده تا با فعاليت مداوم ، حرارت قلب را بگيرد كه به مرگ منته نشود ؟
چه كسى براى مخرج بول و غايط ، شيرهايى قرار داد ، تا هر وقت بخواهد ، بسته باشد و هر وقت بخواهد ، باز شود و هميشه باز نباشد و زندگى انسان را فاسد نكند ؟
چه كسى مىتواند اين نعمتها را بشمارد ؟ بىشك آنچه كه مردم نمىدانند - ، بيشتر از آن چيزهايى است كه مىدانند . »
معده و كبد
« چه كسى معده را به اين سختى آفريده كه غذاهاى سنگين را هضم كند ؟
چه كسى كبد را نرم و لطيف آفريده تا غذاهاى نرم را قبول كند و هضم آن از عمل معده ظريفتر باشد ؟ آيا كسى جز خداوند توانا مىتواند چنين كارى را انجام دهد ؟
آيا كمى اهمال و سستى در كار اينها مىبينى ؟