تندى و درشتى با مردم كردن ، و اظهار تفوّق و تسلَّط با همسران و هم جنسان نمودن .
و لا يزداد بذلك من الله الَّا بعدا ، و لا يستجلب به على مضىّ الايّام الَّا وحشة .
و حاصل نمىشود به اين اعتقادات زايفه ، و زياد نمىشود به اين آراء باطلهء مهلكه ، مگر دورى از خداى عزّ و جلّ ، و نتيجهء اينها ، نيست مگر بعد از رحمت الهى ، و به دست نمىآيد از اوقات گذشته و عمرهاى تلف شده ، مگر وحشت و نفرت .
و الذّكر ذكران ، ذكر خالص بموافقة القلب ، و ذكر صادق ينفى ذكر غيره .
مىفرمايد كه : ذكر الهى بر دو قسم است :
يكى - ذكر خالص : كه به هيچ نحو مشوب به أغراض نباشد ، نه دنيوى و نه اخروى . و چنان كه به نطق ظاهر ، به ذكر او متنطَّق است . و به نطق باطن هم ، به اوامر و نواهى او مذعن ، و به عظمت و بزرگوارى او معتقد باشد .
دوم - ذكر صادق است : ذكر صادق آن است كه ، ذاكر خدا را به هر صفتى كه ذكر مىكند ، به مقتضاى او عمل كند . مثل آن كه هر گاه ذكرش « يا كافى المهمّات » باشد ، در هيچ مهمّى از مهمّات رجوع به غير او نكند و كفايت كارهاى خود را به او واگذارد ، و همچنين ساير اسماء .
كما قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله : ) * چنان كه حضرت رسالت پناه صلَّى الله عليه و آله ، در مقام عجز و انكسار ، مىفرموده است كه : انّى لا احصى ثناء عليك ، أنت كما أثنيت على نفسك .
يعنى : خداوندا ، من توانايى و قدرت ندارم به احصاى حمد و ثناى تو ، آن چنان كه فراخور و لايق مرتبهء تو است . و تو آن چنانى كه خود حمد خود كردهاى .
فرسول الله صلَّى الله عليه و آله ، لم يجعل لذكره مقدارا عند علمه
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٩