تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
فانّ من ادّعى رضا الله و اعتمد على شيء ، صيّره عليه عدوّا و و بالا ، ليعلم انّه ليس له قوّة و لا حيلة ، و لا لاحد الَّا بعصمة الله و توفيقه . پس به تحقيق و يقين كه ، هر كه به زبان دعوى كند كه من از خداى خود رضا دارم و به دادهء او قانعم و شاكرم ، و اعتمادش به غير او باشد و نظر رحمت و شفقت از غير او داشته باشد ، خداوند عالم هر آينه مىگرداند آن غير را ، دشمن او در دنيا ، و و بال و عذاب او در آخرت . تا بداند كه نيست قدرت و قوّت هيچكس را بر هيچ كارى ، جز جناب احديّت « جلّ جلاله » ، و تمسّك به غير او نكند . و استعدّ استعداد من لا يرجو الرّجوع . و مهيّا شو از براى سفر حجّ ، مثل مهيّا شدن كسى كه اميد رجوع از اين سفر نداشته باشد . يعنى : هيچ كار را مهمل و مجمل مگذار و مگو كه : بعد از رجوع ، صورت خواهم داد كه : « شب آبستن است تا چه زايد سحر » . كس چه داند كه فردا چه مىشود و چه خواهد بود ، زنده يا مرده ؟ و احسن الصّحبة ، و راع اوقات فرائض الله و سنن نبيّه صلَّى الله عليه و آله ، و ما يجب عليك من الادب و الاحتمال ، و الصّبر و الشّكر ، و الشّفقة و السّخاء ، و ايثار الزّاد على دوام الاوقات . مىفرمايد كه : هر گاه به راه افتادى ، رفاقت با رفيق چنان كن كه از تو راضى باشد . حكما گفته‌اند كه : چون دو دوست در سفرى مرافقت نمايند ، بر هر كدام سه حقّ واجب گردد : چون از جهت نفس و مال ، خوفى بود به قدم كلائت و محافظت ، استقبال نمودن . و اگر به معونت ، خواه از نفس و خواه از مال احتياج افتد ، اعانت كردن . و اگر از طعام بازماندگى بود ، دريغ نداشتن . و بعد از اين سه حقّ ، سه حقّ ديگر واجب شود : بر صغاير مسامحه كردن ، و در ظاهر ، فنون نصيحت تقديم رسانيدن ، و در حضور و غيبت ، مراسم بزرگداشت و احترام ممهّد داشتن . و