مغفرت و آمرزش است از جانب او ، به وسيلهء عبادت و بندگى .
و دليل الحبّ ايثار المحبوب على ما سواه .
و نشانهء دوستى ، اختيار كردن رضاى محبوب است بر هر چه غير او است . پس دليل دوستى خدا ، بر گزيدن دوستى او است بر همهء كاينات و قطع كردن ميل و خواهش از غير او ، هر چه باشد . پس با ميل به دنيا و خواهش دنيا و علاقه به آن ، دعوى دوستى الهى از قبيل جمع بين الضدّين است و محال .
فإذا تحقّق العلم في الصّدر خاف .
چون معلوم شد كه خوف الهى به قدر علم و دانش است ، پس هر گاه ثابت شد در سينهء مؤمن ، علم به بزرگوارى خداى تعالى ، و مراتب حشر و نشر و ثواب و عقاب ، در دل وى جا كرد به سبب اين علم ، حاصل مىشود في الجملة ، ترس و بيم الهى در دل وى .
و إذا صحّ الخوف هرب .
و هر گاه صحيح شد ترس الهى در دل او ، گريزان مىشود از غير خدا و از مردم تنفّر مىكند و به مقتضاى : « فرّ من النّاس فرارك من الأسد » ، عمل خواهد كرد ، يا مىگريزد از ارتكاب گناه و نافرمانى الهى ، چرا كه ارتكاب معصيت از عدم خوف ناشى مىشود ، چنانچه گذشت .
و إذا هرب نجا .
يعنى : هر گاه گريخت از هر چه موجب دورى است از خداى تعالى ، نجات يافت از مهالك دنيا و آخرت .
و إذا أشرق نور اليقين في القلب شاهد الفضل .
يعنى : هر گاه از مرتبهء علم ، ترقّى كرد و به مرتبهء يقين رسيد و نور يقين در دل او تابيد و ثابت و راسخ شد ، در اين حالت مىيابد در خود فضيلتى و نورى كه پيشتر
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٥