( پدر من ) لباس حرير طلاباف مىپوشيد ، خطاب ( پدر عمر ) هيزم بر الاغش بار مىكرد و به مكه مىبرد . محمد بن مسلمه گفت : آن دو مرده و هر دو در آتشند . الآن عمر از تو بهتر است و اگر آن روز والى او نمىشدى مىبايست الآن دنبال شتر چرانى باشى . عمرو گفت : اين حرف را از روى عصبانيت زدم ، آن را به كسى نگو . سپس اموالش را آورد و تقسيم كرد .
هر كس فاجرى را به كار بگمارد و بداند او هم فاجر است ! !
- كنز العمال ج 5 ص 756
14306 - عمر مىگويد : هر كس فاجرى را عامل خود كند و بداند كه او فاجر است ، خودش هم مثل او مىباشد .
( بايد از عمر پرسيد : پس تو چرا ابو هريره و عمرو بن عاص و كسان ديگر را كه به اعتراف خودت از اموال مسلمين دزدى كرده بودند ، به ولايت گماشتى ؟ ! ! )
به كار گماشتن منافقين وفاجرين در دستگاه دولت و خلافت ! !
- كنز العمال ج 4 ص 614
11775 - عمر مىگفت : از نيروى منافقين استفاده مىكنيم ، گناهشان هم بر خودشان مىباشد .
- كنز العمال ج 5 ص 765
14338 - حسن روايت مىكند : حذيفه به عمر اعتراض كرد كه چرا افراد فاجر و فاسق را به كار مىگمارى ؟ عمر جواب داد : من از نيروى آنان استفاده مىكنم و از پشت مواظب آنها هستم . ( اولا : به اعتراف خود عمر ، هر كس فاجرى را به كار گمارد و بداند ، پس او هم فاجر است ، پس بايد گفت كه عمر هم به اعتراف خودش فاجر است ، ثانيا چگونه ممكن است افراد فاسق و فاجر را به كار گمارد و توقع داشت كه خيانت نكنند ، آيا نصب چنين افرادى خلاف سنت اسلام نيست ؟ ! ! ثالثا : بايد گفت كه عمر توسط همين افراد توانست خلافت را بدست آورد و آن را تداوم بخشد و گرنه افراد پاك حاضر نمىشدند به خواستههاى نامشروع عمر تن دهند . )