براى تحقيق مىفرستاد ، و همين شخص را بخاطر اطمينانى كه به او داشت ، براى تقسيم اموال عمال خود مىفرستاد .
علت تقسيم اموال عمال آيا شعر بود يا سرقتهاى بزرگ باعث آن شده بود ؟ ؟ ! !
- كنز العمال ج 5 ص 851
تقسيم اموال عمال
14549 - يزيد بن ابى حبيب مىگويد : علتى كه سبب شد عمر اموال عمال خود را تقسيم كند ، اين بود كه خالد بن صعق شعرى سرود و آن را براى عمر فرستاد . مضمون شعر اين بود كه تو مسؤول اموال و دستگاه امارت هستى . سراغ عمال خود بفرست و از حساب و كتاب آنها خبردار شو . در پايان گفت : جانم بفدايت اموال را با آنها تقسيم كن كه آنها حاضرند قسمتى را از آنها بگيرى و قسمتى را هم به آنها بدهى . همين امر باعث شد عمر اموال آنها را تقسيم كرد و نصف برداشت . . .
عمر ، ابو هريره را عزل كرده و نصف اموالش را مىگيرد
مستدرك حاكم
ابوبكر محمد بن احمد مزكى . . . از ابو هريره روايت مىكند : عمر به من گفت : اى دشمن خدا به اموال خدا خيانت كردى . گفتم : من ، نه دشمن خدا هستم و نه دشمن دين خدا . بلكه دشمن دشمن آنها هستم . و در اموال خدا هم خيانت نكردهام ، بلكه اين اموال بهاى شتران و سهامم هست كه جمع شده است . دوباره او گفت و من گفتم . بالاخره مرا دوازده هزار ( درهم ) بدهكار كرد . پس از نماز صبح برخاستم و گفتم : خدايا عمر را بيامرز . بعد از آن دوباره مرا خواست عامل جائى كند ، ديگر قبول نكردم . گفت : چرا قبول نمىكنى در حالى كه يوسف پيامبر ( عليه اسلام ) هم مسؤول كارهاى خود بود در حالى كه او بهتر از تو بود . گفتم : يوسف ( عليه السلام ) پيغمبر پسر پيغمبر ، پسر پيغمبر ، پسر پيغمبر بود ، اما من پسر اميمه ، از سه چيز و دو چيز مىترسم . گفت : چرا نمىگوئى از پنج چيز مىترسم . حالا آنها چيست ؟ گفتم : يكى آنكه حرفى از روى جهل بزنم ، دوم از فتواى بدون علم ، سوم آنكه شلاق بخورم ، چهارم آنكه ، فحش بخورم و آبرويم برود و پنجم آنكه با كتك اموالم را بگيرند .