رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم دلسوزتر و زحمتكشتر نيست ، اى قوم ، صاحب و دوست خود را دفن كنيد .
حق آشكار شد ، مردم قبل از آمدن ابوبكر جواب عمر را دادند . . . و اتفاقاتى رخ داد . . . ! !
- البداية والنهاية ج 5 ص 262
حافظ بيهقى . . . از عروة بن زبير درباره وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم روايت مىكند : عمر بن خطاب برخاست و در حالى كه آنهائى را كه مىگفتند آنحضرت از دنيا رفته ، تهديد به قتل مىكرد ، گفت : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بيهوش شده و اگر برخيزد بازهم خواهد كشت . عمرو بن قيس بن زائدة بن اصم بن ام مكتوم كه پائين مسجد ايستاده بود ، اين آيهرا خواند : ( و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل ) ( محمد صلى الله عليهوآله رسولى بيش نيست كه قبل از او رسولانى آمده و رفتهاند ) مردم در مسجد موج مىزدند و همه در حال گريه بودند بطوريكه صداى كسى شنيده نمىشد ، عباس گفت : اى مردم كسى چيزى درباره وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از آن حضرت شنيده است ؟ گفتند نه رو به عمر كرد و پرسيد : تو چيزى از آنحضرت شنيدهاى ؟ گفت : نه ، عباس گفت : شما خودتان شاهديد كه كسى از آن حضرت چيزى نشنيده و آن حضرت هرگز نگفته كه من نخواهم مرد ، بخدائى كه جز او خدائى نيست ، رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم طعم مرگ را چشيده است .
آيا ابوبكر اجبارا مرگ پيامبر صلى الله عليه وآله را پذيرفت . . . چرا كه نقشه عمر بر آب شد ؟ ! !
- كنز العمال ج 7 ص 243
18770 - عروه مىگويد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از دنيارفت ، عمر بن خطاب برخاست و در حالى كه آنهائى را كه مىگفتند آن حضرت از دنيا رفته ، تهديد به قتل مىكرد ، گفت : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بيهوش شده و اگر برخيزد بازهم خواهد كشت .