. . . پس از آنكه حضرت از دنيا رفت ، عمر برخاست و گفت : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نمرده ، و ليكن خداوند به دنبال او فرستاده همچنانكه بدنبال موسى فرستاد و چهل شب او را نزد خود برد . به خدا قسم من اميدوارم كه آن حضرت آنقدر زندگى كند تا دست و زبان منافقين را قطع كند كه خيال مىكنند آن حضرت از دنيا رفته است .
- كنز العمال ج 7 ص 243
18772 - انس بن مالك مىگويد : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از دنيا رفت ، مردم همگى گريستند ، عمر برخاست و در مسجد خطبه خواند و گفت : نشنوم كسى بگويد : محمد ( صلى الله عليه وآله ) از دنيا رفت ، آن حضرت نمرده ، بلكه خدا مانند موسى او را پيش خود برده . به خدا قسم من اميدوارم بماند تا دست و پاى كسانى را كه خيال مىكنند او از دنيا رفته ، قطع كند .
- الدر المنثور ج 2 ص 81
بيهقى در ، الدلائل ، از عروه روايت مىكند : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از دنيا رفت ، عمر بن خطاب هر كسى را كه مىگفت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از دنيا رفته ، تهديد به قتل مىكرد ، تا آنكه ابوبكر آمد و كنار منبر ايستاد و گفت : خداوند پيامبر شما را پيش خود برد ولى او زنده است و شما به خود وعده مرگ را بدهيد ، چرا كه احدى جز خداوند باقى نخواهد ماند . چنان كه خداوند مىفرمايد : ( و ما محمد الا رسول ) . . . تا ( الشاكرين ) عمر گفت : اين آيه قرآن است ، به خدا قسم نمىدانستم اين آيه قبلا نازل شده است . ابوبكر گفت : خداوند به محمد صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : ( انك ميت وانهم ميتون ) ( تو خواهى مرد و آنها هم خواهند مرد )
و سيره ابن هشام ج 4 ص 220
تلاش عباس بر خنثى كردن نقشه عمر و دفن پيامبر صلى الله عليه وآله و بيعت براى على عليه السلام .
- سنن دارمى ج 1 ص 38