گرسنهايم ، حضرت فرمود : من هم گرسنهام . سپس سه نفرى به خانه ابو ايوب انصارى رفته ، در آنجا غذا خوردند .
* * * اجازه عمر براى انجام حج و عمره در بيت المقدس ! !
بعد از مسلمان شدن اجازه خواست به زيارت بيت المقدس رود ، اما رسول خدا صلى الله عليه وآله به او اجازه نداد ! !
- مجمع الزوائد ج 4 ص 5
رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در خانه خود و در صفا مسكن نمود تا آنكه مسلمانان به چهل تن رسيد ، آخرين نفرى كه مسلمان شد ، عمر بن خطاب بود . پس از آنكه چهل نفر شدند ، ديگر بطور رسمى در ميان مشركين ظاهر شدند ، عمر مىگويد : نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم رفته تا براى رفتن به بيت المقدس از حضرت خداحافظى كنم ، فرمود : كجا مىروى ؟ گفتم : بيت المقدس . فرمود : براى تجارت مىروى ؟ گفتم : نه ، براى آنكه در آن نماز بخوانم ، فرمود : نماز در اينجا هزار برابر آنجا ثواب دارد . . .
- الدر المنثور ج 5 ص 305
ابن ابى شيبه از ابو مريم روايت مىكند : هنگامى كه عمر وارد شام شد ، به محراب حضرت داود عليه السلام رفته و در آن نماز گذارد و سوره ص را خواند ، به آيه سجده كه رسيد ، سجده كرد .
عمر آنقدر در احترام بيت المقدس پيش رفت كه اجازه داد در آن حج و عمره كنند ! !
- كنز العمال ج 14 ص 146
38194 - سعيد بن مسيب مىگويد : شخصى از عمر بن خطاب اجازه خواست به بيت المقدس برود . عمر به او گفت : هنگامى كه آماده شدى ، مرا خبر كن ، او هم پس از آماده شدن عمر را خبر نمود ، عمر هم گفت : اين زيارت را عمره قرار بده . يعنى آنكه بهتر اينست كه آن را عمره قرار دهى ، نه حج .