مادامى كه حفصه ( دخترم ) زنده باشد ، متولى آن خواهد بود و پس از حفصه افراد عاقل و هوشيار از نزديكان حفصه ، توليت آن را خواهند داشت ، كه از آن به فقراء و نيازمندان كمك كنند و كسى كه متولى آن شود مىتواند از آن استفاده كند و بخورد و به ديگران هم بدهد و از آن غلام بخرد . ( اين روايت مىرساند : عمر بن خطاب با يهوديان خيبر رابطه داشته و با آنها معامله مىكرده است . . . )
زمين را عمر از يهود بنى حارث قبل از فتح خيبر گرفته بود ! !
- مسند احمد ج 2 ص 125
عبدالله . . . از ابن عمر روايت مىكند : زمينى بنام ثمغ از يهود بنى حارثه به عمر بن خطاب رسيد . گفت : يا رسول الله مال گرانقيمت و نفيسى بدست آوردهام ، مىخواهم آن را صدقه بدهم . فرمود : آن را وقف كن كه هرگز فروش نرود و بخشيده نشود و به كسى ارث نرسد ، عمر هم آن را همانگونه وقف در راه خدا و براى در راه ماندگان و غلامان و فقراء و نزديكان و ضعفاء نمود ، و كسى كه توليت آن را به عهده بگيرد ، مىتواند به قدر متعارف از آن بخورد يا به فقراء ديگر بدهد . . .
يهوديان دوستدار عمر بوده ، چنان كه به او مىگفتند : تو عزيزترين اصحاب محمد صلى الله عليه وآله در نزد مائى ! !
- كنز العمال ج 2 ص 353
عمر مىگويد : من بطور مرتب سر درس يهود حاضر مىشدم ، به من مىگفتند : تو محبوبترين و محترمترين اصحابتان در نزد ما هستى ، چرا كه به ما سر مىزنى . گفتم : نزد شما مىآيم ، فقط بخاطر آنكه خوشم مىآيد ببينم كتابهاى الهى چگونه يكديگر را تصديق مىكنند . چگونه تورات فرقان و قرآن تورات را تأئيد مىكند ؟ ! !
عمر از كجا چنان ثروتى آورد ؟ ! !
نه در مكه داشت و نه در مدينه ! ! !
- مسلم ج 6 ص 116