عمر از لبيد خواست كه شعر بگويد ، اما او قبول نكرد ! !
- اسد الغابة ج 4 ص 526
عمر به لبيد گفت ، شعر بگو ، جواب داد ، بعد از آنكه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) سوره بقره را به من تعليم فرمود ، ديگر شعر نگفته و نخواهم گفت .
- الروض الانف سهيلى ج 4 ص 224
عمر سهميه لبيد شاعر را زياد كرد ، زيرا حاضر نشد شعر بگويد
و حياة الحيوان دميرى ج 2 ص 390
دوستداران عمر مىگويند : شعر نعمت و مكرمت است . عمر شاعر بوده و هنگام اسلام آوردن نيز شعر سروده است ! !
- كنز العمال ج 13 ص 111
36365 - شعبى مىگويد : ابوبكر و عمر و على ( عليه السلام ) شاعر بودند ، على ( عليه السلام ) مهارتش در شعر از آن دو بيشتر بود .
و معالم التنزيل بغوى ج 3 ص 405
و محاضرات الادباء ج 1 ص 79
عمر فقط توانست الفاظ يك بيت شعر را در مذمت زنان تغيير دهد !
تفسير ابن تيمية ج 2 ص 18
عمر شنيد زنى مىخواند :
ان النساء رياحين خلقن لكم وكلكم يشتهى شم الرياحين
زنان گل و ريحاناند كه براى شما مردان خلق شدهاند ، در حالى كه شما مردان همه عاشق بوى گل و ريحان هستيد .
عمر در جواب آن زن گفت : ان النساء شياطين خلقن لنا نعوذ بالله من شر الشياطين
زنان شيطانهائى هستند كه براى ما مردان خلق شده ، خدايا ما از شر شياطين به تو پناه مىبريم .