عمر اجازهء سرودن شعر داد ، عمرو بن براقة گفت :
ما ان رأيت مثلك الخطابي
ابر بالدين وبالكتاب
بعد النبي صاحب الكتاب
من مانند تو كسى كه خدمتگزار دين و قرآن باشد بعد از پيامبر ( ص ) نديدهام .
عمر مبهوت شعر زهير در مدح هرم بن سنان شده بود ! !
- مجمع الامثال ج 1 ص 235
دختر هرم ، پيش عمر آمد ، عمر از او پرسيد : پدرت چه چيزى به زهير داده بود كه زهير آن چنان مديحهاى دربارهء او سرود ؟ !
از ابن عباس سراغ بهترين شاعر را مىگيرد ! !
- اخبار الدولة العباسية ص 32
على بن ابراهيم بن هاشم القمي از پدرش از زبيرى روايت مىكند : عمر از اطرافيان خود سؤال كرد بهترين شاعر كيست ؟ هر يك چيزى گفتند ، در اين هنگام ابن عباس وارد شد ، عمر گفت : كهنهكار اين حرفها و عالمترين مردم آمد ، ابن عباس ، بهترين شاعر كيست ؟ ابن عباس گفت : زهير بن ابى سلمى المزنى ، گفت : از اشعارش براى ما بخوان ، ابن عباس اين شعر را خواند :
لو كان يقعد فوق الشمس من كرم
قوم باحسابهم او مجدهم قعدوا
اگر قرار باشد كسى و قوم و قبيله از بزرگوارى بالاتر از خورشيد بنشيند ، قومى خواهند نشست كه صاحب مجد و بزرگوارى هستند .
قوم ابوهم سنان حين ينسبهم
طابوا وطاب من الاولاد ما ولد
قومى كه پدر آنها سنان است كه تمام خاندان آنها پاك و پاكيزهاند .
عمر گفت : خدا او را بكشد ، چقدر زيبا سروده ، اين وصف لايق خاندان و اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم است .