تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1371

مساهمون:

ص١٣٧١
عمر پرسيد : چه كسى به تو اين گونه ياد داده است ؟ جواب داد : ابى بن كعب . عمر با آن شخص نزد ابى بن كعب رفته و رفته و سلام كردند ، عمر پرسيد : تو اين آيه را اين گونه به اين شخص آموخته‌اى ؟ جواب داد : بله او راست مىگويد . من خودم هم همينگونه از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم آموخته‌ام . عمر دوباره پرسيد : واقعا همين طور از آن حضرت ياد گرفته‌اى ؟ جواب داد : بله . تا سه بار اين قضيه تكرار شد . ابى بن كعب در مرتبه سوم با عصبانيت گفت : به به خدا قسم اين آيه را خداوند بر جبرئيل و جبرئيل بر محمد ( صلى الله عليه وآله ) نازل كرد و با خطاب و پسرش هم مشورت نكرد . عمر بيرون رفت ، در حالى كه ، الله اكبر ، الله اكبر مىگفت . ( عمر قصد داشت حرف ، واو ، را قبل از كلمه ، الذين ، را بردار ( تا معناى آيه چنين شود : سبقت گيرندگان در اسلام از مهاجرين و انصار كه تابعين آنها ( مهاجرين ) هستند . . . چنانچه عمر مىتوانست اين تحريف را انجام دهد ، مقام و منزلت انصار را تنزل داده و آنها را تابع و پيرو مهاجرين كه از قريش بودند قلمداد مىكرد : زيرا حس نژادپرستى و ناسيوناليستى عمر آنقدر قوى بود كه نمىتوانست بپذيرد كسى با آنها برابر است . اما مقاومت ابى بن كعب نقشه او را نقش بر آب كرد )

عمر از شعر انصار خوشش نمىآمد . . . زيرا مخالف قريش بود ! !

- بخارى ج 4 ص 79 على بن عبدالله . . . از سعيد بن مسيب روايت مىكند : عمر از مسجد مىگذشت ديد ، حسان مشغول سرودن شعر مىباشد ( گويا اعتراض كرد ) حسان گفت : من در اين جا شعر مىگفتم در حالى كه بهتر از تو در اين مسجد بود . سپس رو به ابو هريره كرد و پرسيد : ترا به خدا تو نديدى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از من مىخواست كه شعر بگويم ، و مىفرمود : خدايا او را به روح القدس تأييد فرما ؟ ابو هريره گفت : بله من ديدم . - مسلم ج 7 ص 162 عمرو الناقد و اسحاق بن ابراهيم و ابن ابى عمر . . . از ابو هريرة روايت مىكنند : عمر از مسجد مىگذشت ، ديد حسان مشغول سرودن شعر مىباشد ( گويا اعتراض كرد ) حسان گفت : من در اين جا شعر مىگفتم در حالى كه بهتر از تو در اين مسجد بود . سپس رو به ابو هريره كرد و پرسيد :