نيست وقتى كه به معناى واقعى و حقيقى تلاوت مىشود و هيچ جنسى پررونقتر نزد آنان از تحريف كتاب خدا نمىباشد . هيچ معروف نزد آنان معروفتر از منكر و هيچ منكرى نزد آنان منكرتر از معروف نمىباشد . ( سخنان امام على عليه السلام اشاره به سيره و روشى بود كه از بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله تا زمان به خلافت رسيدن آن حضرت در جريان بوده كه نوع بيدادها و قضاوتهاى ظالمانه از طرف حكومت وقت اجرا مىشد كه اوج آن را مىتوان در زمان خلافت عثمان يافت كه بنى اميه تمامى قدرتها را اشغال كرده و پستهاى كليدى دولت اسلام را در دست داشتند . )
دين و شريعت واحد . . اما آن را پاره پاره و متعدد كردند ! !
كلام مبارك امام على عليه السلام در مذمت و سرزنش اختلاف علماء در فتاوا : چنانچه قضيهاى را به يكى از آنها ( علماء و قضات ) بدهيم ، به رأى و نظر ( بدون دليل ) خود حكمى مىكند . در حالى كه اگر همان قضيه را به ( عالم ) ديگرى بدهيم دقيقا خلاف او حكم خواهد كرد . سپس همه قضاتى كه در آن مسأله احكام مخالف يكديگر صادر كردهاند ، در آن امر مراجعه به كسى مىكنند كه آنها را نصب كرده است . او هم نظر همه را تأئيد مىكند . در حالى كه خدايشان واحد ، پيامبرشان واحد و كتابشان واحد است . آيا خداوند متعال آنها را امر فرموده باهم اختلاف كنند كه اطاعت كردهاند ؟ يا آنكه آنها را از اختلاف نهى فرمود و معصيت و مخالفت كردهاند ؟ يا آنكه خداوند دين را ناقص فرستاده و از آنها كمك خواسته تا كاملش كنند ؟ يا آنكه خداوند دين را كامل نازل فرموده و رسول خدا صلى الله عليه وآله در تبليغ آن كوتاهى كرده و آن را ناقص به مردم رسانده است ؟ در حالى كه خداوند سبحان مىفرمايد ( ما فرطنا فى الكتاب من شىء ) ( ما در كتاب هيچ كوتاهى و تفريطى نكردهايم ) در قرآن بيان هر چيزى هست و كتاب بعضى از آيات آن بعض ديگر را تصديق مىكند و هيچ اختلافى در آن نيست و خداوند مىفرمايد ( ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا ) ( چنانچه اين قرآن از غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مىيافتيد . )
تكيه و خوشبينى صاحب رأى و فتوا به نظر خود ! !
- نهج البلاغه ج 1 ص 155