تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1303

مساهمون:

ص١٣٠٣
- كنز العمال ج 10 ص 299 29505 - ابن سيرين مىگويد : عمر به ابو موسى گفت : شنيده‌ام كه فتوا مىدهى در حالى كه امير و حاكم نيستى . ابو موسى جواب داد : بله ، همين طور است . عمر گفت : ديگر فتوا را رها كن و آن را به كسى بسپار كه زمام دولت در دست اوست . ( يعنى فتوا حق امير و حاكم است . هر كس سختى امارت را مىكشد ، شيرينى فتوا دادن هم از آن اوست ! ! ) شافعى از طرفداران عمر تعجب مىكند كه چگونه بخاطر حرف عمر سنت پيامبر صلى الله عليه وآله را كنار مىگذارند ! ! - كتاب الأم ج 1 ص 163 مالك از نافع روايت مىكند : ابن عمر در سوره حج دو بار سجده كرد . به شافعى گفتم : ما در سوره حج يك بار بيشتر سجده نمىكنيم . شافعى گفت : با روايت عمر بن خطاب و عبد الله بن عمر مخالفت كرده‌ايد . چگونه شما حرف ابن عمر را به تنهائى قبول داريد ، حرف عمر را هم به تنهائى قبول داريد بطوريكه به خاطر حرف هر يك از آنها سنت ( پيامبر صلى الله عليه وآله ) را رد مىكنيد ، و بسيارى از مسائل فقه را طبق حرفهاى اين دو پايه‌گذارى كرده‌ايد ، اما در اينجا نظر خودتان را بر نظر آن دو ترجيح مىدهيد ، اين كار شما براى كسى كه اعتبار دارد . اين حرف شما از حرفها سابق شما بدتر است ! !

تعجب شافعى از دفاع از عمر در حالى كه قول عمر مخالف كتاب و سنت است ! !

- كتاب الأم ج 7 ص 13 . . . چنانچه از او بپرسى : به عقيده تو حكم كتاب خدا اينستكه مدعى حق بايد يا دو شاهد مرد و يا يك شاهد مرد و دو شاهد زن داشته باشد تا حق به او داده شود و در سنت پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نيز حكم همين است كه مدعى در صورتى حق به او داده مىشود كه بينه داشته باشد يعنى دو شاهد مرد عادل يا يك شاهد مرد عادل و دو شاهد زن . و همچنين به عقيده تو چنانچه منكر قسم بخورد ، تبرئه مىشود . حال چگونه بدون شاهد حق را به مدعى مىدهى و چگونه منكر را قسم مىدهى ولى تبرئه نمىكنى ؟ در حالى كه خلاف كتاب و سنت عمل مىنمائى ؟ ! جواب مىدهد : عمر بن خطاب چنين عمل كرده است ، ما هم به او اقتداء مىكنيم . چنانچه دوباره از او
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1303 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى