و ترديدى از صداقت حضرت در دلم بوجود آمد . لذا فرمود : عمر تمامى قرآن صحيح است ، مادامى كه عذاب را به مغفرت و مغفرت را به عذاب تبديل نكنند .
روايت عمر اساس قرآن را ويران كرده است ، اگر چه راويان آن همه ثقهاند ! !
- مجمع الزوائد ج 7 ص 150
ابو طلحه مىگويد : مردى نزد عمر قرآن را بگونهاى مىخواند كه عمر نمىخواند . عمر به او اعتراض كرد . شخص گفت : ولى من به همين صورت نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم خواندم ، به من اعتراضى نكرد . با هم نزد آن حضرت رفتيم . آن شخص خواند ، حضرت فرمود : احسنت . عمر مىگويد : از اين كار شك و ترديدى از صداقت حضرت در دلم بوجود آمد . لذا فرمود : عمر تمامى قرآن صحيح است ، مادامى كه عذاب را به مغفرت و مغفرت را به عذاب تبديل نكنند . اين روايت را احمد هم روايت كرده و رجال آن همه ثقه هستند . ( چنانچه اين روايت عمر عملا تحقق يابد ، اساس اعجاز قرآن را ويران كرده و در پى آن اسلام هم به نابودى خواهد گرائيد . زيرا اعجاز قرآن آن استكه كلام الهى بوده و احدى را توان آوردن نظير آن را نيست . حال اگر هر كس بخواهد هر لفظى را در قرآن به كار ببرد ، آيا ديگر مىتوان به آن كلام خدا اطلاق كرد و آيا ديگر قرآن معجزه خواهد بود ؟ ! )
* * * آيا واقعا ابوبكر و عمر قرآن را جمعآورى كردند ؟ ! !
عمر قرآن را جمع كرد ولى به حمد الله قرآن او پخش نشد ! !
بخارى با روايات متعددى قصد دارد افتخار جمعآورى قرآن را به عمر نسبت دهد ! !
- صحيح بخارى ج 5 ص 210
ابو اليمان . . . از زيد بن ثابت مىكند : در جنگ يمامه عده زيادى كشته شدند . ابوبكر مىگويد : عمر نزد من آمد و گفت : جنگ يمامه شعلهور شده و عده زيادى از مردم كشته شدهاند . و من مىترسم كشتار به ديگر بلاد هم كشيده و قاريان قرآن هم كشته شوند و مقدار زيادى از قرآن از بين برود . به نظر من بايد قرآن را جمعآورى كنيم . ابوبكر جواب داد : چگونه كارى را كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم انجام نداد ، من انجام دهم ، عمر گفت : به خدا اين كار خوبى است . و بالاخره آنقدر اصرار كرد تا مرا قانع كرد . و نظر او را پذيرفتم . زيد بن ثابت مىگويد :