تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨
ابن جرير و حاكم و ابو نصر سجزى در الابانه از ابن مسعود روايت مىكنند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : كتابهاى الهى در گذشته از باب واحد و بر حرف واحد نازل مىشد ولى قرآن از هفت باب و بر هفت حرف نازل شده است . آن هفت حرف اين است : زاجر ( نهى كننده ) ، آمر ، حلال ، حرام ، محكم ، متشابه ، امثال ( حكمتها ) . پس حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بشماريد و آنچه را كه امر مىكند انجام دهيد و از نواهى آن اجتناب كنيد و از امثال و پند و اندرزهاى آن عبرت بگيريد و به حكم آن عمل كرده و به مشابه آن ايمان بياوريد و بگوئيد : ما به همه آنها ايمان داريم ، همه از جانب پروردگار ماست . همين روايت را ابن ابى حاتم از ابن مسعود روايت كرده است . طبرانى از عمر بن ابو سلمه روايت مىكند : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به عبد الله بن مسعود فرمود : كتب آسمانى در گذشته از يك باب نازل مىشد ولى قرآن از هفت باب نازل شده است : حلال و حرام و محكم و متشابه و ضرب المثلها و امر و نهى پس حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بدانيد و به محكم آن عمل كنيد و در متشابهات آن توقف كنيد و از مثلهاى آن عبرت بگيريد كه همه از جانب خداست . از اين امور جز صاحبان خرد پند نمىگيرند . ابن ضريس و ابن جرير و ابن منذر از ابن مسعود روايت مىكند : قرآن بر پنج وجه نازل شده است : حرام و حلال و محكم و متشابه و امثال . پس حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بدانيد و به متشابه آن ايمان داشته و به محكم آن عمل كنيد و از امثال و حكمتهاى آن پند بگيريد . بيهقى در شعب الايمان از ابو هريره روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : قرآن را فصيح بخوانيد و از غرائب يعنى حدود و واجبات آن تبعيت كنيد . زيرا قرآن بر پنج وجه نازل شده است : حلال و حرام و محكم و متشابه و امثال به حلال آن عمل و از حرام آن اجتناب كنيد محكم آن را اطاعت كرده و به متشابه آن ايمان داشته و از امثال و حكمتهاى آن عبرت گيريد .

خطرناكترين فتواى عمر : با هر لفظى كه بخواهيد مىتوانيد قرآن را بخوانيد ! !

- مسند احمد ج 4 ص 30 عبد الله . . . از جد اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحه روايت مىكند : مردى نزد عمر قرآن را بگونه‌اى مىخواند كه عمر نمىخواند . عمر به او اعتراض كرد . شخص گفت : ولى من به همين صورت نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم خواندم ، به من اعتراضى نكرد . با هم نزد آن حضرت رفتيم . آن شخص خواند ، حضرت فرمود : احسنت . عمر مىگويد : از اين كار شك