- كنز العمال ج 2 ص 488
4572 - عمر مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم يادى از روز قيامت كرد و آن را بزرگداشت و فرمود : خداوند آن روز به داود عليه السلام مىفرمايد : از جلوى من بگذر . داود پاسخ مىدهد : خدايا مىترسم گناهانم مرا سرنگون سازند . خدا مىفرمايد : پس پشت من بيا . دوباره داود مىگويد : مىترسم بيفتم . خدا مىفرمايد : پاهاى مرا بگير . آنگاه داود پاهاى خداوند را مىگيرد و مىرود . اين همان مقام نزديكى است كه خداوند مىفرمايد ( و ان له عندنا لزلفى و حسن مآب ) ( براى داود نزد ما تقرب و بازگشتگاه خوبى است ) .
- الدر المنثور ج 5 ص 297
ديلمى از عمر روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : هيچكس حق ندارد بگويد كه من از داود ( عليه السلام ) عابدترم و بيشتر خدا را مىپرستم .
- الدر المنثور ج 5 ص 305
عبد بن حميد از سدى بن يحيى از ابو حفص روايت مىكند : شخصى ديد كه عمر بن خطاب مىگويد : روز قيامت چنان مردم گرفتار عطش و حرارت و گرماى زياد مىگردند كه منادى داود را صدا مىزند ، او هم بر سر مردم آب مىپاشد . و اين همان مقامى استكه خداوند مىفرمايد ( و ان له عندنا لزلفى و حسن مآب ) و ابن مردويه روايت مىكند : عمر از كعب درباره آيات اول سوره حديد پرسيده گفت : علم خداوند به اول مانند علم او به آخر است و علم او به ظاهر مانند علم او به باطن است . ( آيات اول سوره حديد درباره صفات خداوند است كه يكى از آيات آن اينست ( آيات اول سوره حديد درباره صفات خداوند است كه يكى از آيات آن اينست ( هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن . . . ) كعب الاحبار هم تفسير اين آيه شريفه را هم بافته است . زيرا مىبايست بگويد : علم خداوند به آخر مانند علم او به اول است و علم او به باطن مانند علم او به ظاهر است . )
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1144
مساهمون: مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة
ص١١٤٤