بخارى در تاريخ خود و ابن جرير و ابن منذر و ابن مردويه از عمر بن خطاب روايت مىكنند : ( پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : ) فرمايش خداوند در قرآن كه مى فرمايد : آيا نديد كسانى را كه نعمت خدا به كفر تبديل كردند ( كفران نعمت كردند ) مراد دو قبيله بنى مغيره و بنى اميه هستند . بنى مغيره را كه در جنگ از بين برديد و از كار انداختيد . اما بنى اميه هنوز مهلت دارند و باقى هستند .
عمر از قبل نتيجه شورا را مىدانست ! !
- تاريخ مدينه منوره ج 3 ص 933
14259 - حذيفه مىگويد : در مدينه از عمر پرسيدند : چه كسى پس از تو خليفه خواهد شد ؟ گفت : عثمان بن عفان .
- كنز العمال ج 5 ص 736
14259 - حذيفه مى گويد : در مدينه از عمر پرسيدند : چه كسى پس از تو خليفه خواهد شد ؟ گفت : عثمان بن عفان .
عثمان از قبل نتيجه شورا را مى دانست لذا قبل از تشكيل شورا و فوت عمر جانب احتياط را رعايت مى كرد ! !
- كنز العمال ج 5 ص 744
14278 - ابو عبد الله حافظ . . . از عبد الله بن عمر روايت مىكند : عمر بن خطاب هنگامى كه ترور شد ، مرگ او نزديك گشت ، على بن ابى طالب ( عليه السلام ) و عثمان بن عفان و عبد الرحمان بن عوف و زبير بن عوام و سعد بن ابى وقاص نزد او آمدند ، طلحة بن عبيد الله ( يكى از شش نفر اهل شورا ) غائب بود . عمر مدتى به آنان نگاه كرد و گفت : مردم در ميان شما اختلافى نمى بينند ، اگر اختلافى هست از ناحيه خود شماست . امر خلافت به عهده شما شش نفر است . اما شما سه نفر ( على عليه السلام و عثمان و عبد الرحمان بن عوف ) اگر به خلافت رسيديد ، نبايد قبائل خود را بر مردم سوار كنيد . برخيزيد و با هم مشورت كنيد و يكى را از بين خود به خلافت بر گزينيد .