. سپس عمر خلافت را به يك شوراى شش نفره سپرد ، و به آنها اختيار داد هر كه را مى خواهند انتخاب كنند و مردم هم نظر آنها را پذيرفتند . اعضاء آن شورا از قبائل مختلفى بودند مثل زهرى و تيمى و هاشمى و اموى و اسدى . بطورى كه ( خليفه از قبيله اسد انتخاب مى شد ، براى مردم نا شناخته بنورد . چيزى كه از همه عجيبتر بود ، اين بود كه عمر در حال مرگ به پيشكسوتان مهاجرين گفت : اگر سالم مولى ابى حذيفه زنده بود ، هرگز در خليفه قرار دادن او ترديد نمىكردم . . .
* * زمينه سازى عمر براى به حكومت رسيدن بنى اميه ! !
* * * عمر مطمئن بود كه بنى اميه بعد از او به حكومت خواهند رسيد ! !
عمر از به حكومت رسيدن بنى اميه خبر مىدهد ! !
- طبقات كبرى ج 5 ص 20
وليد بن عطاء بن اغر و احمد بن محمد بن وليد ازرقى . . . از جد يحيى بن سعيد امرى روايت مىكند : سعيد بن عاص نزد عمر رفت و از او خواست خانه او را در ، بلاط ، بزرگتر كند . عمر به او گفت : نماز صبح را كه با من خواندى بيا حاجتت را بگو . سعيد مىگويد : همين كار را كردم ، عمر گفت : بيا به خانهات برويم ببينم چه مى گوئى ، به آنجا كه رسيديم ، قدرى به خانه من اضافه كرد و با پايش دور آن خط كشيد . گفتم : آن را بيشتر كن ، اهل و عيال و اولا من زياد است . گفت : همين مقدار بس است . بعد از من كسى به خلافت خواهد رسيد كه با تو صله رحم كرده و حاجت ترا برآورده خواهد كرد . همينطور شد . خلافت عمر تمام شد و عثمان به خلافت رسيد و آنگونه كه سزاوار بود به من رسيد و بسيار عالى حاجت مرا برآورده كرد و مراد در امانت خود شريك گردانيد . لذا سعيد بن عاص هميشه از ناحيه عثمان بخاطر فاميلىاش عزيز بود .
( سعيد بن عاص از اقرباء عثمان و از بنى اميه بود . )
عمر از پيامبر صلى الله عليه ( و آله ) روايت مىكند كه بنى اميه به حكومت خواهند رسيد . . . لذا بعد از خود حكومت را به آنان مى سپارد ! !
- در المنثور ج 4 ص 85