ارتفاع لوازم ذات ، اگرچه مستلزم مرتفع شدن ذات و ماهيت است ، اما چنين نيست كه ارتفاع آن همان ارتفاع ذات باشد .
به ديگر سخن : ذاتى مفهومى است كه ماهيت در مرتبهء ذاتش با زوال آن زايل مىشود ؛ در حالى كه ارتفاع لازم ذات ، ارتفاع يك امر بيرون از مرتبهء ذات ماهيت است ، اگرچه مستلزم ارتفاع ذات مىباشد .
ذهن
در اصطلاح فلسفهء اسلامى ، ذهن به نيرويى گفته مىشود كه نفس براى اكتساب علوم و ارتباط با جهان بيرون از وجود خود دارد . از اينجا دانسته مىشود كه ذهن مرادف با نفس نيست بلكه از قوى و مراتب نفس است .
ادراكات حسى ، خيالى و عقلى همه به اين نيرو مستند است .
ز
زمان
مسئلهء « زمان » و نحوهء وجود آن از مسائل كهن و ريشهدارى است كه همواره محل اختلاف و نزاع ميان متفكران و فلاسفه بوده است ، و آراء متفاوتى دربارهء آن بيان شده است :
1 . برخى گفتهاند : زمان همان خداوند است .
2 . به عقيدهء گروهى ، زمان جوهرى مجرد است .
3 . در نظر عدهاى ، زمان يك جوهر جسمانى ( فلك ) است .
4 . برخى مىگويند : زمان مقدار وجود است .
5 . در نظر عدهاى ديگر ، زمان مقدار حركت فلك اقصى است .
6 . رأى ديگر آن است كه زمان مقدار حركت است مطلقا .
7 . و نظر ديگر آن است كه زمان منتزع از ذات بارى است .
8 . عدهاى نيز گفتهاند : زمان يك امر موهوم و خيالى است .
9 . اما رأى مشهور ميان فلاسفهء اسلامى آن است كه زمان يك متصل غير قار است كه به واسطهء حركت بر جسم عارض مىشود .
زيادت وجود بر ماهيت در خارج
زيادت وجود بر ماهيت در خارج به اين معناست كه ما در خارج دو چيز داريم : يكى ماهيت و ديگرى وجود ، و وجود در خارج عارض بر ماهيت مىشود ، مانند رنگى كه در خارج عارض بر ديوار مىشود . زياد خارجى وجود بر ماهيت نزد همگان مطرود است و كسى از حكما آن را نپذيرفته است .