در نظر داشت كه وزير در عين حال « داروغه » هم بوده است و گاه اين معنى به وضوح تمام نيز يادآورى شده است « 87 » . اما در يزد گويا اين امر يك قاعده و قانون اصلى بوده است « 88 » .
امّا هرگاه در كنار وزير داروغهاى نيز كه از طرف مركز منصوب بوده بهكار اشتغال داشته است وضع از بيخ و بن با آنچه گفته شد متفاوت بوده است . در اين صورت داروغه ديگر به وزير به اين آسانى مجال قضاوت نمىداده است .
در جامع مفيدى دو مورد از نفاق و اختلاف بين وزير و داروغهء يزد گزارش شده است : در زمان شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) ميرزا حسنعلى اصفهانى از افراد يكى از خانوادههاى محترم روستائى در حوالى اصفهان وزارت يزد را به عهده داشت . طبق فرمان شاهانه يكى از « يوزباشيان عظام » « 89 » داروغهء يزد بود و « چنانچه شيوهء بعضى از ارباب اقتدار است » « 90 » به اموال عجزه و زيردستان دستدرازى كرد . در مدتى كوتاه در مقابل خلافهاى كوچك و غيرقابل ملاحظه مبالغ هنگفتى بهعنوان جريمه ( ترجمان ) از مردم اخاذى كرد . چون مطابق فرمان شاهانه فقط صد تومان حقوق ( وجه ) براى داروغگان مقرر بود وزير مطلب را به اطلاع دربار رساند . در نتيجه « حاكم » « 91 » كه در اينجا به معنى داروغه است از شغل خود عزل شد . جانشين وزير موصوف بهنام ميرزا عنايت اللّه اصفهانى بلافاصله پس از شروع بهكار با داروغهء زمان خود به جدال پرداخت و شكايت به دربار برد ، اما بخت با او مانند سلف وى يار نبود و خودش را از كار بر كنار كردند .
هامش
( 87 ) - رجوع شود مثلا به خلاصة التواريخ ، صa393 ؛ عباسنامه ، ص 216 ؛ عبد الفتاح فومنى ، ص 141 .
( 88 ) - از تعمق در كار شش وزير مندرج در جامع مفيدى ، صa141 ،b142 ،b149 و بعد از آن ،a156 و بعد از آن ،b157 ،b166 كموبيش چنين برمىآيد كه آنها بهكار قضاوت هم اشتغال داشتهاند .
( 89 ) - جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، صb155 و بعد از آن .
( 90 ) - همان مرجع .
( 91 ) - در غير اين مورد هم داروغهها « حاكم » ناميده مىشوند :
تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 356 ، 449 ، 853 .