تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
نه‌تنها در زمينهء صنايع بلكه در رشته‌هاى كشاورزى ، نيست . بورژوازى ملى هم‌اكنون از لحاظ ايدئولوژى و سياست خارجى به سوى گروههاى دست‌راستى حاكم گرايش يافته است . اصلاحات ارضى به منظور پيشرفت روابط سرمايه‌دارى در اقتصاد كشاورزى ، به گونه‌ايكه مالكان بزرگ ، شركت‌هاى بزرگ سرمايه‌دارى داخلى و خارجى و اربابان توانگر روستاها ، سودهاى كلان ببرند ، انجام گرفت . تا اندازه‌اى پيشرفت سريع صنايع كشور در اثر درآمد سرشار از منابع نفتى انجام مىگيرد . قسمتى از اين درآمدها براى ايجاد تأسيسات صنعتى كه در گذشته نزديك بسيار ناچيز و در سطح پائين بودند ، به كار مىرود . از آنجا كه دولت درآمدهاى كلانى از نفت به دست مىآورد و ضمنا سرمايه‌هاى خصوصى در ايران ناتوانند ، نفوذ ژرف سرمايه‌هاى دولتى در اقتصاد ايران چشم‌گير است . اما طرح گروههاى دست‌راستى حاكم چنان است كه در آينده ، تأسيسات دولتى را به چهره‌هاى خصوصى واگذارند . يكى از ويژگيهاى پيشرفت صنعتى ايران كشاندن سرمايه‌هاى خارجى به سوى صنايع اين كشور است ، البته سرمايه‌گذارى خارجيان در ايران با بهره‌كشى فوق‌العادهء اين سرمايه‌ها از ايران همراه مىباشد . پيشرفت روابط بورژوازى در ايران ، اصلاحات فرهنگى ، بهداشتى و حتى آزادى زنان را ايجاب مىكند . چنين اقدامهائى گامى به جلو در راه محو آثار فئودالى است ، اما اين اصلاحات سرشت محدودكننده‌اى دارند . در زمينهء سياست خارجى ايران نوين ، طبعا گرايش‌هاى متضادى وجود دارد . ايران از يكسو در سازمان كشورهاى نفت‌خيز كه از منافع ملى كشورهاى اوپك دفاع مىكند و عليه كمپانىهاى نفتى جهان به مبارزه مىپردازد ، شركت دارد ، سياست همكارى اقتصادى و فنى را با دولت شوروى و كشورهاى سوسياليستى ديگر دنبال مىكند ، اين كشور رسما نسبت به تخليهء سرزمين‌هاى عربى از ارتش اسرائيل نظر مىدهد ، از پيشنهاد دولت‌هاى سوسياليستى مبنى بر خلع سلاح و غيره در سازمان ملل متحد ظاهرا پشتيبانى مىكند . از سوى ديگر درآمد كلان نفت را كه چندبار در اثر افزايش قيمت نفت ، بيشتر شد ، براى خريد مقدار زيادى اسلحه گرانبها و بىمصرف از دولت‌هاى امپرياليستى به كار مىبرد . سياست ايران در منطقه خليج فارس و اقيانوس هند عملا به سود دولت‌هاى امپرياليستى در اين منطقه است . در اينجا ايران ، پس از تخليه اين منطقه به وسيله ارتش بريتانيا ، نقش حفظ « امنيت » راههاى صدور نفت از منطقه خليج فارس را به جاى انگلستان به دست مىگيرد ، و حتى به جنبش‌هاى آزادى ملى اين منطقه ( مداخله نظامى ايران در ظفار ) حمله