پيگفتار
بهطور خلاصه پيشرفت تاريخى ايران به حكم ضرورت پىآمدهائى را به دنبال داشته است . رويدادهاى تاريخى ايران ثابت مىكنند كه دگرگونىهاى اجتماعى اين كشور ، هيچگونه ارتباطى با چهرههاى تاريخى يا ويژگيهائى از نوع سنتها و آئينهاى مرسوم مردم ، آنگونه كه هماكنون ايدئولوگهاى گروههاى دستراستى حاكم مدعى آنند ، نداشته ، بلكه بر پايهء قانونمندى كلى پيشرفت اجتماعى جوامع بشرى انجام گرفته است .
ايران هم مانند همهء كشورهاى ديگر جهان به دنبال دگرگونيهاى پيوستهء شكلهاى اجتماعى - اقتصادى ، ضمن حفظ ويژگيهائى كه معلول شرايط واقعى محيط در اين كشور بوده ، از لحاظ تاريخى پيشرفت كرده است .
اين قانونمندى كلى اكنون هم در روند رويدادهاى ايران انطباقپذير است .
ايدئولوگهاى بورژوازى ملى ايران ادعا مىكنند كه در نتيجه اصلاحات 15 ساله اخير ، طبقات و تضادهاى طبقاتى رفتهرفته از ميان مىروند و تمام ساكنان ايران از امكانات مساوى برخوردار خواهند شد ، و اينكه روشهاى حكومتى ايران با دهقانان و كارگران تضادى ندارد و گويا كشور به سوى سرمايهدارى پيش نمىرود ، بلكه داراى رژيم ويژهء ايرانى با كليه خصوصيات مليش خواهد شد و غيره . اما عملا اين ادعاها با واقعيتها ، از زمين تا آسمان فاصله دارند ، مثلا يكى از ادعاها اينست كه سرشت ملى ايرانيان هميشه با رژيم سلطنتى سازگار بوده و خواهد بود .
به راستى ماهيت اصلاحات ايران امروز چيزى جز استوارى روابط سرمايهدارى ،