( 1 ) حسناتم نسبت به فراوانى گناهانم و چه بسيار است گناهانم و بزرگند در برابر خلقت كوچك و ناتوانى اركان بدنم .
پروردگارا ! چه بسيار آرزوهايم ، دراز است در برابر عمر كوتاهم و عمرم كوتاه است نسبت به آرزوى دور و درازم و چه اندازه زشت است نهانم و عيانم ، پروردگارا ! دليلى ندارم كه بياورم و عذرى نه كه بدان دست زنم و اگر آزموده شوم ، و قدردانى و شكر ندارم مگر تو ، خودت مرا به شكر نعمت يارى كنى ، پروردگارا ! چه اندازه ميزان اعمالم در فرداى قيامت سست است اگر تواش سنگين نكنى و زبانم لغزان است اگر تواش بر جا ندارى و رويم سياه است اگر تواش سپيد نسازى ، پروردگارا ! چطور گناهانى كه پيش كردم ، اركان مرا در هم شكستند ؟
پروردگارا ! چگونه دنبال شهوتهاى دنيا مىروم و بر نااميدى خود از آنها مىگيريم و گريهام نيايد با اينكه افسوس فراوان دارم از نافرمانى و تقصير خودم ، پروردگارا ! دواعى دنيا مرا به خود خواندند و من زود اجابت كردم و دنبال آنها دويدم و با دلبستگى بدانها پيوستم و دواعى آخرت مرا در خواستند و من در جواب آنها باز ماندم و كندى كردم از اجابت آنها و شتاب بدانها چنانچه دنبال اعيان دنيا و كالاى پوسيده و نشخوار نابود و سراب از ميان روندهء آن دويدم .
پروردگارا ! مرا ترسانيدى و تشويق كردى و به بنده بودنم دليل آوردى كه بايد فرمان بر باشم و روزى مرا هم كفايت كردى و من از بيم تو آسودم و از تشويقت باز ايستادم و به كفالت اعتماد نكردم و به دليل آوردنت اهانت نمودم .
بار خدايا ! آسودگى مرا در اين دنيا در ترس از خودت مقرر دار و تنبلى مرا به شوق و نشاط تبديل كن و اهانت مرا به دليل
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٣