تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( 1 ) دست نياز به سويت دراز كنم . بار خدايا ! به زبونى گفتارم و خوارى مقام و مجلسم و فروتنى من به درگاهت ترحّم كن ، از تو خواهم بار خدايا هدايت از گمراهى و بينائى از كورى و ره‌جوئى از بىراهى و از تو خواهم بار خدايا حمد بسيار درگاه آسايش و رفاه و نيكوترين صبرگاه مصيبت و بهترين شكر در جاى شكر و تسليم در هنگام شبهه‌ها و از تو خواهم نيرو در طاعتت و سستى از گناهت و گريز از تو به درگاهت و نزديك شدن به تو پروردگارا تا آنجا كه خشنود شوى و جستجوى از هر آنچه تو را از من راضى كند اگر چه به خشم آوردن خلق تو باشد براى طلب رضايت ، پروردگارا ! به كه اميدوار باشم اگر تو مرا رحم نكنى و چه كسى بر سر من گذرد اگر تو دورم كنى و گذشت ، چه كسى به من سود دهد اگر تو كيفرم دهى يا به عطاهاى چه كس آرزومند شوم اگر تو مرا محروم سازى ، يا چه كسى تواند مرا ارجمند دارد اگر تو مرا خوار كنى يا خوار شمردن ، چه كسى به من زيان دارد اگر تو مرا گرامى دارى . پروردگارا ! چه بدبخت كردارم و زشت است كارم و سخت است دلم و دراز است آرزويم و كوتاه است عمرم و دليرم بر نافرمانى آنكه مرا آفريده است ، پروردگارا ! چه اندازه آزمايشت نزد من نيكو است و نعمتهايت در بر من فراوان و عيان است بسيار نعمت بر من دادى و نتوانم آنها را شمرد و شكر من در برابر آنها كم است ، من به نعمت تو مستى و خوش‌گذرانى كردم و خود را در معرض انتقام تو در آوردم و از ياد تو باز ماندم و دانسته نادانى كردم و از عدالت به ستم گرائيدم و از خوش كردارى به گنه‌كارى تجاوز نمودم و از ترس و غمّ پا به گريز نهادم وه چه خرد و اندك است