تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
( 1 ) 13 - از امام صادق ( ع ) كه : پدرم چون صبح مىكرد ، مىگفت : بنام خدا ! بذات خدا ! و به سوى خدا و در راه خدا و بر كيش رسول خدا ( ص ) بار خدايا خود را به تو سپردم و كارم را به تو واگذاردم و بر تو توكل كردم اى پروردگار جهانيان ، بار خدايا در پناه ايمانم نگه‌دار از پيش روى و دنبال سرم و از سمت راست و چپم و از فراز سر و زير پايم و از برابرم ، نيست شايستهء پرستشى جز تو ، نيست جنبش و نه توانى جز به تو ، از تو عفو و عافيت جويم از هر بدى و از هر شرى در دنيا و آخرت ، بار خدايا من از عذاب قبر و فشارش به تو پناه برم و به تو پناهم از دست اندازىهاى شب و روز ، بار خدايا پروردگار مشعر الحرام و پروردگار بلد الحرام ( شهر مكه ) و پروردگار حل و حرم برسان به محمد و خاندانش سلام مرا ، بار خدايا پناه برم به جوشن نگه دارندهء تو و پناه برم به وابستگى به حضرتت از اينكه مرا بميرانى به وسيلهء غرق در آب و سوختن و گلوگير شدن يا به قصاص يا دست بسته به دست دشمن يا به زهر خوردن يا پرت شدن در چاه يا به خوردن درنده‌ها يا مرگ ناگهانى يا به هر يك از مردن‌هاى ناگوار ولى مرا در بستر خود بميران در فرمان‌برى از خودت و فرمان‌برى از رسولت ( ص ) با اينكه به حق رسيده و راه خطا نرفته باشم يا در صف مجاهدان حق كه در قرآنت آنها را ستوده‌اى كه ( 4 سوره صف ) : « سازمانى بهم آميخته‌اند » پناه دهم خودم و فرزندانم و هر چه پروردگارم به من روزى كرده است ، به
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
( بخواند تا آخر سوره ) و مىگويد : سپاس از آن خدا است به شمارهء آنچه خدا آفريده ، سپاس از آن خدا است بمانند آنچه آفريده و سپاس از آن خدا است بر آنچه آفريده و سپاس از آن خدا است تا كشش كلماتش و سپاس از آن خدا است به وزن عرشش و سپاس از آن خدا است تا خودش