و مگذار براى من نيازى به كسى از آفريدههايت ، بار خدايا ! جامهء عافيتم درپوشان و بر آنم شكرگزارى خود را روزى كن ، اى يكتا ! اى يگانه ! اى بىنياز ! اى خدائى كه نزاده و زاده نيست و احدى با او همتا نيست ! اى خدا ! اى بخشاينده ! اى مهربان ! اى مالك الملك ! پرورنده پرورندهها و آقاى آقايان ! و اى خدا ، نيست شايستهء پرستشى جز تو ، مرا به درمان خود درمان كن از هر درد و بيمارى ، زيرا من بنده و بندهزادهء توام و در دست تو مىگردم .
( 1 ) 12 - از محمد بن على كه آن را به امير المؤمنين ( ع ) رسانيده كه مىگفته است : « بار خدايا ، من و اين روز هر دو از آفريدههاى توايم ، بار خدايا مرا بدان ميازماى و او را به من آزمايش مكن ، بار خدايا به او منما كه به نافرمانى تو دليرم و بدان چه غدقن كردى اندرم ، بار خدايا در اين روز تنگى و سختى و گرفتارى و پيش آمد بد و سرزنش دشمنان و منظرهء بد را در خود و مالم از من بگردان » فرمود :
بندهاى نباشد كه چون شب كند يا صبح نمايد سه بار بگويد :
« به خدا خشنودم كه پروردگارم باشد و به اسلام كه دينم باشد و به محمد ( ص ) كه پيغمبرم باشد و به قرآن براى اينكه تبليغ به من كند و به على براى اينكه رهبر و پيشوايم باشد » جز اينكه بر خداى عزيز جبّار سزاوار است كه در روز رستاخيز او را خشنود سازد .
فرمود : چون شب مىكرد ، مىفرمود : بامدادان كرديم در شكرگزارى خدا و شب نموديم در سپاس خدا ، خدايا از آن تو است سپاس چونان كه بامداد كرديم با تسليم به تو در حال سلامت .
فرمود : در هر بامداد مىگفت : شب كرديم در شكرگزارى خدا و بامداد كرديم در سپاسگزارى خدا ، سپاس از آن خدا است چونان كه بامداد كرديم با تسليم به تو در حال سلامت .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٧