اثبات ائمهء معصومين يا بيان مقام شامخ آنها كتابها در اين موضوع تأليف شده است مانند مدينة المعاجز مرحوم بحرينى .
معجزه ايجاد حقيقتى است بىوسيلهء معمولى و طبيعى آن ، و از اين رو خرق عادت نامند ، شرح حقيقت معجزه و فرق آن را با سحر شعبده و شواذ طبيعت در كتاب الدين في طور الاجتماع ج 2 در بارهء كليات امور نبوت بيان كرديم ، و در آنجا مقالهاى درج كرديم به عنوان اينكه معجزه چنانچه در ماهيت خود خرق عادت است در اظهار آن هم قانون كلى وجود ندارد و ظهور معجزه به وسيلهء امام و بلكه پيغمبر در اختيار خود او هم نيست ، معجزه امرى است كه به مشيت حق در موقعى كه او مقتضى داند و نسبت به كسى كه او تشخيص دهد بىسابقه و انتظار واقع مىشود و از اين جهت نمىتوان اعتراض كرد كه چرا براى فلان زن يا مرد يا در فلان وقت واقع شده و براى ديگرى يا موقع ديگرى واقع نشده ، و چند حديث اين باب چون 3 و 4 و 9 و 12 و 15 از اين قسم است و در اينها نشانههاى اختصاصى معجز مآبى نسبت به افراد معينى ظاهر شده است و استفادهء ديگران از آنها وابسته به اندازهء اطمينانى است كه در موضوع تحقق اين نشانهها پيدا كنند و تأثيرى كه اين گونه نشانهها در روح آنها داشته باشد .
4 - راهنمائىهاى پرورشى و خصوصى - بعضى از افراد با اخلاص و حقيقت جو كه خود را به دنيا و دنيا داران نفروخته و روح پاك و حقيقت خواه خود را به كلى نباختهاند ، مورد توجه ائمه قرار گرفتهاند و امام كه طبيب روح بشر است با يك اسلوب مخصوصى كه شبيه معالجه از راه روانشناسى است آنها را هدايت كرده و حق را به آنها فهمانده است كه نمىتوان از آن تعبير به معجزه و كار ما فوق طبيعت كرد مانند مورد حديث 8 راجع به زاهدى كه سلطان از او حساب مىبرد .
5 - اظهار علم و فضل فوق عادت و معمول اساتيد درس خوانده و
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 891
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٩١