( 1 ) بداند و هر چه در تفسير آيات آن بگويد حق باشد ، من به مردم گفتم : قيّم و نگهدار قرآن كيست ؟ گفتند : ابن مسعود بسا مى دانست و عُمَر هم بسا مىدانست و حذيفه هم مىدانست ، گفتم :
اينها همهء قرآن را مىدانستند ؟ گفتند : نه ، من هر چه بررسى كردم درك نكردم كه در بارهء احدى بگويند همهء قرآن را مىدانست جز در بارهء على ( ع ) چون مسألهاى ميان آن قوم ( اصحاب پيغمبر ص ) مطرح مىشد ، اين مىگفت : نمىدانم ، و آن مىگفت : نمىدانم ، و ديگرى هم مىگفت : نمىدانم ، و همان على ( ع ) بود كه مى گفت : من مىدانم . من گواهم كه على ( ع ) قيّم و نگهدار قرآن بود و طاعتش واجب بود و پس از رسول خدا ( ص ) حجت بر مردم بود و هر چه در تفسير قرآن گفته است درست است .
امام ( ع ) فرمود : خدايت رحمت كناد ، من گفتم : على ( ع ) از دنيا نرفت تا حجتى در جاى خود گذاشت ، چنانچه رسول خدا ( ص ) حجتى در جاى خود گذاشت و حجت بعد از على ( ع ) حسن بن على ( ع ) بود و گواهم كه حسن بن على ( ع ) هم در نگذشت تا حجتى پس از خود بجا گذاشت چنانچه پدر و جدش بجا گذاشتند و حجت پس از حسن ، حسين ( ع ) است و طاعتش واجب بود ، فرمود : خدايت رحمت كناد ، من سر مبارك آن حضرت را بوسه زدم و گفتم : من گواهى مىدهم كه حسين ( ع ) از دنيا نرفت تا على بن الحسين ( ع ) را پس از خود حجت گذاشت و طاعت او هم واجب بود . فرمود :
خدايت رحمت كناد ، باز من بوسهاى به سر آن حضرت زدم و گفتم :
من براى على بن الحسين ( ع ) هم گواهى مىدهم كه از دنيا نرفت تا محمد بن على ابو جعفر را پس از خود حجت و امام معين كرد و طاعت او هم واجب بود ، فرمود : خدايت رحمت كناد ، عرض كردم :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٥