تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
( 1 ) سر خود را در اختيار من بگذاريد تا ببوسم ، خنديد ، عرض كردم : اصلحك الله ، من به خوبى مىدانم كه پدرت از دنيا نرفته است تا پس از خود حجت و امامى معين كرده چنانچه پدرش كرد و خدا را گواه مىگيرم كه تو همان حجت و امامى ، طاعت تو واجب است ، فرمود : خدايت رحمت كناد بس كن و دست باز دار ، گفتم : اجازه بفرمائيد سر شما را ببوسم ، سر او را بوسيدم و خنده‌اى زد و فرمود : هر چه خواهى از من بپرس ، از امروز هرگز به بعد تو را ناشناس و بيگانه ندانم . ( 2 ) 16 - حسين بن ابو العلاء گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : اطاعت از اوصياء واجب است ؟ گفت : آرى همانهايند كه خدا عز و جل در بارهء آنها گفته ( 63 سوره نساء ) : « اطاعت كنيد از خدا و اطاعت كنيد از رسول و اولو الامر خودتان » و همانهايند كه خدا عز و جل در باره‌شان فرموده است ( 91 سوره مائده ) : « همانا ولى و سرپرست شما خدا است و رسولش و آن كسانى كه گرويدند : همان كسانى كه نماز را برپا دارند و زكات را بدهند در حالى كه ركوع مىكنند » . ( 3 ) 17 - عبد الأعلى گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود : سمع و طاعت ( يعنى ) شنيدن و فرمان بردن درهاى خير و خوشى باشند آنكه بشنود و فرمان برد حجت و مسئوليتى بر او نيست و آنكه بشنود و نافرمانى كند حجت و دفاعى از خود ندارد ، امام مسلمانان در روز قيامت كه خداى عز و جل را ملاقات كند حجت او تمام است و از خود دفاع كند ، سپس فرمود : خدا تبارك و تعالى