تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
( 1 ) نشستى او را بر چشم خودت مسلط مكن ( كه چشم تو را ببندد ) و با او مأنوس مشو و زبر و زرنگ به او بگو : به راستى دو برادر دينى و دو عموزادهء خويشاوندى تو ، تو را به قطع رحم سوگند مىدهند ( تو را به يارى بر ضد قطع رحم دعوت مىكنند ) و مىگويند : تو نميدانى كه ما از روزى كه خدا عز و جل جان محمد ( ص ) را گرفت براى تو مردم را رها كرديم و با عشاير خود مخالفت نموديم ، و چون به كمترين مقامى رسيدى احترام ما را گم كردى و اميد ما را بريدى و سپس ديدى با تو چه كرديم و چه نيروئى داريم در دورى از تو و پناه به بلاد وسيع در برابر تو ، راستى آنها كه تو را از ما و پيوند با ما رو گردان كنند به تو كمتر سود رسانند و سست‌تر از تو دفاع كنند از ماها ، مانند آفتاب روشن است ، به ما خبر رسيده كه نسبت به ما هتاكى كردى و نفرين نمودى ، چرا چنين كنى ؟ به نظر ما تو شجاعتر پهلوانان عربى ، لعن و نفرين را سزاى ما دانى و خيال مىكنى كه اين كار ما را در برابر تو شكست مىدهد ؟ چون خداش نزد على ( ع ) آمد : به دستور آنها كار كرد ، على ( ع ) ديد با خود رازى مىگويد ، خنديد و فرمود : يا اخا عبد قيس ، بفرمائيد اين جا ( با دست خود جايى را نزديك خود به او نشان داد ) . خداش : خير آقا ، جا بسيار وسيع است ، من فقط مىخواهم پيامى به شما برسانم . على ( ع ) : بفرمائيد چيزى بخوريد و بنوشيد و جامهء خود را باز كنيد و صابونى به سر و بر خود بزنيد و استراحت كنيد و سپس پيام خود را هم برسانيد ، قنبر ، برخيز او را منزل بده و وسائل
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 587 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى