( 1 ) 9 - قنبرى گويد : يكى از اولاد قنبر كبير خادم ابو الحسن الرضا ( ع ) گفته : حديث جعفر بن على ( جعفر كذاب برادر امام حسن عسكرى ) به ميان آمد و قنبرى او را بد گفت ، من به او گفتم :
جز او كسى نيست تو امام عصرت را ديدهاى ؟ گفت : من نديدم ولى ديگرى ديده ، گفتم : چه كسى او را ديده ؟ گفت : خود همين جعفر دو بار او را ديده و او داستانى دارد .
( 2 ) 10 - ابى محمد وجنانى گويد : كسى كه او را ديده بود به من خبر داد كه آن حضرت ده روز پيش از حادثهء ( وفات امام حسن عسكرى " ع " از مجلسى ) از خانه بيرون شد و مىفرمود : بار خدايا به راستى كه تو مىدانى اين جا نزد من از همه جا محبوبتر است اگر مرا نمىراندند - يا سخنى به اين مضمون .
( 3 ) 11 - على بن قيس از يكى از پاسبانهاى سواد كه گويد : من خود همراه سيماء ( مأمور بازديد خانهء امام عسكرى از طرف سلطان بودم ) و همين تازگى در سر من رأى ديدم كه سيماء در خانه را شكسته بود و آن حضرت طبرزينى در دست داشت و جلو او بيرون آمد و به او فرمود : تو در خانهء من چه مىكنى ؟ سيماء گفت : جعفر معتقد است كه پدرت مرده و اولاد ندارد ، اگر اين خانه از شما است من اكنون بر مىگردم و از خانه بيرون رفت ، على بن قيس گويد :
در اين ميان يكى از خادمان خانه بيرون آمد و من اين خبر را از او پرسيدم ، به من گفت : چه كسى اين خبر را به تو باز گفت ؟ به او گفتم : يكى از پاسبانهاى سواد به من باز گفت : آن خادم به من گفت : ممكن نيست چيزى از مردم نهان بماند .
( 4 ) 12 - عمرو اهوازى گويد : ابو محمد ( امام حسن عسكرى ع )
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 545
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤٥