آن حضرت را به من نمود و فرمود : اين است امام شما .
( 1 ) 13 - از ابى نصر ظريف خادم نَقل است كه حضرت را ديده است .
( 2 ) 14 - ضوء بن على عجلى از مردى پارسى كه نام او را برده ، روايت كرده كه امام عسكرى ( ع ) آن حضرت را به وى نموده است .
( 3 ) 15 - احمد بن راشد از يك مدائنى كه گفته : من با رفيقى كه داشتم به حج رفته بوديم و در موقف ( عرفات ) بىانتظار به جوانى برخورديم كه نشسته بود و در بر او يك ازار و ردائى بود و در پايش نعل زردى ، من آن ازار و رداء را به يك صد و پنجاه اشرفى طلا قيمت كردم ، بر آن جوان اثر و نشانهء سفر نبود ، يك گدا به ما نزديك شد ، او را ردّ كرديم و نزد آن جوان رفت و از او چيزى خواست ، آن جوان چيزى از روى زمين برداشت و به او داد و آن سائل براى او دعا كرد و در دعا بسيار جديت كرد و طول داد ، و آن جوان برخاست و از چشم ما نهان شد .
ما نزد آن سائل رفتيم و گفتيم : واى بر تو به تو چيزى داد ؟
او يك ريگ طلاى دندانه دندانه به ما نشان داد كه آن را بيست
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 547
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤٧