( 1 ) 3 - موسى بن قاسم بن حمزه بن موسى بن جعفر گويد :
حكيمه دختر امام محمد تقى ( ع ) عمهء پدرش براى من باز گفت كه او را شب ولادتش و بعد از آن ديدم .
( 2 ) 4 - حمدان قلانسى گويد : به عُمَرى گفتم : امام حسن عسكرى ( ع ) در گذشت ؟ فرمود : در گذشت ، ولى ميان شما به جا گذاشته كسى كه گردنش مانند اين است و به دست خود اشاره كرد .
( 3 ) 5 - فتح ، مولى الزّرارى ( الرازى خ ل ) گفت : از ابا على بن مطهّر شنيدم مىگفت : محققاً آن حضرت را ديده و اندامش را براى او وصف كرد .
( 4 ) 6 - كنيز ابراهيم بن عبده نيشابورى ، گفته : من با ابراهيم بر كوه صفا ايستاده بودم كه آن حضرت آمد و بر سر ابراهيم ايستاد و كتاب مناسكش را گرفت و چيزها با او باز گفت .
( 5 ) 7 - ابى عبد الله بن صالح كه او گفت : من آن حضرت را نزد حجر الاسود ديدم ، مردم با او براى ( بوسيدن ) حجر كشمكش مىكردند ، و او مىفرمود : به اين وضع دستور نداريد .
( 6 ) 8 - ابى على احمد بن ابراهيم بن ادريس از پدرش كه او گفت : من بعد از وفات امام حسن عسكرى آن حضرت را ديدم وقتى كه قدّ رسائى داشت و من دو دست و سر او را بوسيدم .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 543
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤٣