تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩

باب اشاره و نص بر ابى الحسن سوّم امام على نقى ( ع )

( 1 ) 1 - اسماعيل بن مهران گويد : چون ابو جعفر ( ع ) نخستين بار از مدينه به بغداد مىرفت ، هنگام سفر به او گفتم : قربانت ، من در اين سوى كه ميروى بر تو نگرانم ، پس از تو امر امامت با كيست ؟ با لب خندان به سوى من برگشت و فرمود : غيبت من در اين سال چنان نيست كه تو گمان مىكنى ، و چون در سفر دوم نزد معتصم مىرفت خدمتش رسيدم و عرض كردم : قربانت شما مىرويد بفرمائيد اين امر امامت بعد شما با كيست ؟ آن حضرت گريست تا ريش مباركش تر شد و سپس رو به من كرد و فرمود : در اين سفر من مورد خطرم ، امر امامت بعد از من با پسرم على ( ع ) است . ( 2 ) 2 - خيرانى از پدرش كه او گفته : بر در خانهء ابى جعفر ( امام نهم " ع " ) ملازم خدمتى بوده كه بر آن گماشته بوده است ، و احمد بن محمد بن عيسى سحرگاه هر شب مىآمد تا علت بيمارى او را بپرسد و بداند و آن فرستاده‌اى كه ميان ابى جعفر و ميان پدرم رفت و آمد مىكرد ، وقتى مىآمد احمد از نزد پدرم خارج مىشد و پدرم با او خلوت مىكرد . يك شب من بيرون رفتم و احمد بر خاست و پدرم با فرستادهء امام خلوت كرد و احمد عقبگرد كرد و در جايى كه صحبت آنها را مىشنيد ايستاد ، فرستادهء امام به پدرم گفت : آقا و مولاى تو