تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
على شك را از دل خود بردار ، پدرم جز من ندارد . ( 1 ) 4 - حسين بن بشّار گويد : ابن قياما به ابى الحسن الرضا ( ع ) نامه نوشت و در ضمن گفت : چطور تو امامى با اين كه پسر و جانشين ندارى ، امام رضا ( ع ) با چهرهء خشمگين به او جواب داد : تو از كجا مىدانى كه من پسر ندارم ، به خدا روزگارى نگذرد جز آن كه خدا به من پسرى دهد كه به وسيلهء او فرق ميان حق و باطل نهد ( ابن قياما همان حسين است كه واقفى مذهب بوده است ) . ( 2 ) 5 - ابن ابى نصر گويد : ابن النجاشى به من گفت : بعد از سرور تو ( امام رضا " ع " ) امام كيست ؟ من دلم مىخواهد از او بپرسى تا من بدانم ، من خدمت امام رضا ( ع ) رسيدم و به او خبر دادم گويد : به من فرمود : امام پسر من است ، سپس فرمود : كسى جرات دارد بگويد : پسر من ، و اولادى نداشته باشد ؟ . ( 3 ) 6 - معمر بن خلّاد گويد : پس از ولادت ابى جعفر ( محمد تقى " ع " ) نزد امام رضا ( ع ) چيزى مذاكره كرديم ( در امر امامت ) فرمود : چه نيازى به اين سخن‌ها داريد ؟ اين ابو جعفر است كه به جاى خود نشانده‌ام و جانشين خود كرده‌ام . ( 4 ) 7 - ابن قياما واسطى گويد : داخل شدم بر على بن موسى ( ع ) و به دو گفتم : آيا دو امام ( در يك زمان ) خواهند بود ؟ فرمود نه جز