تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
اين كه يكى از آن دو صامت و ساكت باشد ، به دو گفتم : اين شما هستيد كه بعد از شما براى شما امام صامتى نيست و هنوز ابو جعفر ( محمد تقى " ع " ) براى او متولد نشده بود به من فرمود : به خدا كه خدا براى من فرزندى قرار دهد كه به وسيلهء او حقّ و أهل حقّ را ثابت نگهدارد و باطل و اهل باطل را محو سازد ، بعد از يك سال ابو جعفر ( محمد تقى ع ) متولد شد و ابن قياما واقفى مذهب بود . ( 1 ) 8 - حسن بن جهم گويد : خدمت امام رضا ( ع ) نشسته بود پسرش را كه هنوز صغير بود پيش خواند و در كنار منش نشانيد و به من فرمود : او را برهنه كن و پيراهنش را بكن ، من پيراهن او را بيرون آوردم ، به من فرمود : ميان دو شانه‌اش را نگاه كن من نگاه كردم و ناگاه ديدم در يكى از دو كتفش مانند مُهرى است كه در گوشت فرو رفته ، سپس فرمود : اين را مىبينى ؟ مانند آن در همين جا بر شانهء پدرم بود . ( 2 ) 9 - ابى يحيى صنعانى گويد : من خدمت امام رضا ( ع ) بودم پسرش ابو جعفر ( ع ) را كه صغير بود آوردند ، فرمود : اين است مولودى كه براى شيعيان ما از او با بركت‌ترى زائيده نشده . ( 3 ) 10 - صفوان بن يحيى گويد : به امام رضا ( ع ) گفتم : ما پيشتر دعا مىكرديم كه خدا ابو جعفر ( ع ) را به شما ببخشد ، شما مىفرمود : كه خدا پسرى به من خواهد داد ، اكنون خدا او را به شما بخشيد ، چشم ما را روشن كن ( يعنى امامت او را اعلام كن ) خدا روز مرگ تو را به ما ننمايد ، اگر پيش آمدى شد به چه كسى