( 1 ) 9 - يزيد بن سليط انصارى . 10 - محمد بن جعفر بن سعد أسلمى و او نويسندهء وصيت نامهء نخست بود به اين مضمون : گواه است كه نيست شايسته پرستش جز خدا ، يگانه است ، شريك ندارد و گواه است كه محمد بنده و رسول او است و بر اين كه قيامت آيد شكّى ندارد و بر اين كه خداوند هر كه در گورها است زنده مىكند و بر اين كه زنده شدن بعد از مرگ حق است و وعده خدا حق است و حساب حق است و قضاء حق است و ايستادن برابر خدا حق است و هر آنچه محمد ( ص ) آورده درست است و هر آنچه روح الامين آورده درست است ، بر اين عقيده زندهام و بر آن مىميرم و بر آن مبعوث مىشوم ان شاء الله ، آنها را گواه مىگيرم كه اين وصيت من است به خط خودم و من از وصيت جدّم امير المؤمنين على بن ابى طالب و از وصيت محمد بن على ( ع ) هم نسخه گرفتم ، به مانند همين ، و حرف به حرف آنها را استنساخ كردم و از وصيت جعفر بن محمد ( ع ) هم به مانند آن ، من به طور تحقيق به على وصيت كردم و در درجه دوم پسران من هم همراه او باشند اگر خواست و آنها را شايسته آن شناخت و دوست داشت كه با او همراه باشند و اگر نخواست و بد داشت آنها را و خواست كه آنها را از وصيت بيرون كند اختيار با او است و با وجود او امرى ندارند .
من به او وصيت كردم در بارهء موقوفات و اموال و كنيزها و بندههائى كه دارم ، و سرپرستى كودكانم كه به جا گذاردم و اولادم با ابراهيم و عباس و قاسم و اسماعيل و احمد و ام احمد است ، ولى سرپرستى زنانم مخصوص به على است نه آنها ، و ثلث موقوفه پدرم و ثلث من در اختيار او است به هر چه خواهد صرف كند و مانند صاحب مال در آن تصرف كند ، اگر خواهد بفروشد يا ببخشد يا به
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩٣